این خانه از پای بست خراب است...

بازی به ظاهر دو سر طلای خانه سینما در زمین خواسته های صنفی و جریان انحرافی نوعی فرافکنی سیاسی دربرابر صدها سوال بی پاسخ است. هر چند برخی ها حتی در کسوت نمایندگی مجلس تلاش می کنند تا در دالانهای بدبینی ذهنشان، اقدام دولت در تعطیلی خانه سینما را نوعی بازی سیاسی بنمایانند - کسانی که در فرارها و بازیهای سیاسی بدیهی مانند عدم تصویب کارآمد طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان، ذهنشان تعطیل بود – و هرچند برخی از چهره های انقلابی سینما و تلویزیون هم خانه سینما را پاتوق خود کرده باشند، چیزی از اهمیت مطلب و لزوم اقدام موثر در قبال این خانه نمی کاهد و تغییر نمی دهد.

خانه امن ارواح سلطنت طلب و چهره های ابتذال آفرین و فتنه انگیز نه تنها باید از پای بست خرابش ویران شود بلکه باید پاسخگوی صدها سوالی باشد که ذهن هر انسان انقلابی را می آزارد.

 

ادامه نوشته

سینما و تلویزیون، بدون تعارف

حاشیه گزینی، عدم تخصص یافتگی یا به حاشیه رانده شدن نیروهای انقلاب در عرصه سینما، سینمایی با ابتذال پیدا و پنهان ایجاد نموده است که سبب حاکمیت نوعی تفکر پدرسالارانه در پشت دوربین ها و میزهای کارگردانی چه در حوزه سینمایی و چه در حوزه تلویزیونی شده است. به جز چند اثر تلویزیونی و سینمایی انگشت شمار هنوز موضع گرایی بر روح سینما و تلویزیون سیطره دارد و دوربین ها و اتاق های فکر ما هنوز نتوانسته اند به سمت روندگرایی و انقلابی گری حرکت کنند.
اگر امروز سی و چند سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می بینیم که تلویزیون ما واقعه عظیم عاشورا را  فقط در حد شفا دادن یک بیمار که در شب تاسوعا یا عاشورا از کوما خارج می شود و چشم هایش را باز می کند، پایین می آورد اما نظام لیبرال سرمایه داری یک سرباز عادی را که در جنگ جهانی یعنی در یک غارت و چپاول بین المللی شرکت نموده است را به چهره ای جهانی تبدیل می کند بدون رودربایستی باید گفت که ما هنوز تخصص انقلابی بودن در حوزه سینما و تلویزیون را نداریم. نبود تخصص انقلابی بودن و انقلابی ماندن سبب می شود تا اصیل ترین و ناب ترین سوژه ها به سوژه هایی مرده، محلی و محدود تبدیل شوند.

ادامه نوشته