مهره های سوخته
تحرکات سیاسی اخیر نشان می دهد برخی جریانات و شخصیتهای سیاسی عزم خود را جزم کرده اند تا با تاکتیکهای خاص سیاسی خود را در عرصه انتخابات مطرح نمایند.
برخی چهره ها در حال تغییر موضع نسبت به گذشته اند. مثلا امام جمعه ای احساسی که زمانی با تحلیل های خود فتنه گران را محکوم می کرد امروز پای در مسیر شک و تردید نهاده است. یا برخی ها هنوز سودای جوانی دارند مثلا سیاستمداری تاجر که بعید است تا بحال مزه گرسنگی را زیر دندانهای سفیدش احساس کرده باشد، رئیس جمهور – و البته گفتمان عدالت خواهی – را بی ریشه می خواند و حتی به تبرئه فتنه گران می پردازد. برخی ها مدیریتشان را در عدد صد یا هزار ضرب می کنند و وارد صحنه انتخابات می شوند مثلا فردی که در دوران ریاست خود برمجلس شورای اسلامی، ضعیف ترین مدیریت و در عین حال خنثی ترین مدیریت را داشت امروز عزم جزم کرده است تا سکان دار قوه مجریه شود. عده ای خود را بیش از حد باور کرده اند. مثلا روحانی محترم واعظی که خیلی راحت به خود جرات می دهد و رئیس جمهور کشور را با ... مقایسه می کند و حتی چنان اعتماد به نفسی دارد که می گوید رئیس جمهور به من زنگ بزند تا جوابش را بدهم.
برخی ها هم سازمانی عمل می کنند. مثلا سازمان بازرسی که وظیفه اش کاملا مشخص است – ولی رئیسش رشوه میلیاردی را مهم و قابل رسیدگی نمی داند - در ماههای اخیر کلا به خواب زمستانی فرورفته است و نانواها و فروشنده ها و ... شور کم فروشی را درآورده اند و کسی هم نیست پاسخ گو باشد و این روند باعث بروز نارضایتی آشکار در بین مردم شده است.
سلام. روزی که پدرانمان انقلاب کردند، عده ای گفتند انقلاب کردیم و تمام شد. اما امروز من از نسلی هستم که می گوید انقلاب کردیم تا انقلاب کردن را آغاز کنیم. نسل ما در ثانیه ها، در واژه ها، در مرزها، در ذهن ها و در قلب ها انقلاب خواهد کرد تا مبادا نظام سلطه لحظه ای آرام گیرد. من و قلم و نسل من آمده است تا بگوید پایان تاریخ در دست های ماست...