نگاهی به وقایع فتنه سال 88 و بررسی سیر تحولات از آن تاریخ تا به امروز نشان می دهد برخی از مسئولین و نهادها و سازمانهای فعال در عرصه فرهنگ، دانش و سیاست هنوز هم که هنوز است نتوانسته اند مسئله فتنه را برای خود حل نمایند. از برخی دست اندرکاران صدا و سیما گرفته تا برخی دانشگاهها و ... از این موضوع که بگذریم در سطح رسانه ها و محافل بومی موضوع شکل متفاوتی به خود می گیرد و از آنجایی که سطح درگیری شهرهای دیگر با موضوع وقایع سال 88 متفاوت بوده بنابراین بازخوردهای مردمی عمدتا یا بر اساس اخبار و گزارشات صدا و سیمای خودمان بوده است و یا براساس تحلیلهای مغرضانه شبکه های ماهواره ای. هر چند عملکرد صدا و سیما در آن مقطع تاریخی روشنگرانه بود اما تاثیرگذاری این اطلاع رسانی به دلیل گسترش شبکه های ماهواره ای و اینترنتی چندان نافذ نبوده و جریانهای مخالف با جنجال آفرینی و جوسازی به راحتی می توانستند جریان سازی نمایند. این بود که نسل جدیدی از مجاهدان با عنصر اساسی بصیرت پا به میدان گذاشتند تا با ارزیابی شرایط و امکانات بومی جریانی نو در برابر تهاجمات بی امان معاندان و مخالفان انقلاب ایجاد نمایند و جای خالی اطلاع رسانی متکی به اخبار بومی و در عین حال قصور همیشگی شبکه ای استانی را پر نمایند. خاستگاه عمده این حرکتهای نوین مردمی مساجد بودند.

در شهر تبریز دامنه نسبتا محدودی از ناآرامی ها بعد از انتخابات با عطف به سوابق ناآرامی ها و بلواهای قومی هدایت شده از آن سوی مرزها دغدغه یک مبارزه اطلاعاتی را در ذهن برخی از فعالان مسجدی به واقعیت تبدیل نمود و وبلاگها و سایتهای خبری تحلیلی یکی پس از دیگری ایجاد شدند تا هم خلاهای موجود را پر نمایند. هم از دید مردمی و بومی وارد مسائل شوند و هم بی توجهی و عقب ماندگی و دست به عصا راه رفتنهای سیمای استان را به نحوی جبران نمایند. هدایت کنندگان این حرکت خودجوش در واقع از دو شیوه استفاده نمودند. یکی ورود مستقیم و رودررو در مباحث سیاسی در میان دانشجویان یا شهروندان عادی و دیگری اطلاع رسانی مقتضی در محیط سایبری.

فعالیت در حوزه سایبری نیز شامل گردآوری و اشاعه اخبار و اطلاعات موثق، افشاگری در خصوص فعالیتهای جریانهای برانداز، ورود به مباحثات چت رومها، گرافیک و ... می شد.

هر چند طراحی های مخملین صورت پذیرفته نوعی جریان برانداز را در داخل شکل داده بود اما نسل جدید مدافعان حریم انقلاب با بهره گیری از همان شیوه های براندازی مخلمی در حوزه سایبری و کانالیزه کردن آنها در مسیر مقابله به مثل و تهاجم بر علیه جریان برانداز توانستند محیط مسموم اینترنت را کم کم به دست گرفته و به حضور قابل قبولی برسند. بخصوص با در نظر گرفتن شرایط بومی و مخلوط شدن هجمه های جریان برانداز با جریانهای قومی این شرایط به مراتب پیچیده تر می شد و لذا درایت و بصیرت خاصی می طلبید که دو جبهه مبارزه یعنی مبارزه با جریانات برانداز داخلی متولد شده در جریان فتنه 88 و نیز جریان قوم گرایانه ریشه دار شکل گرفت و به تدریج توانست نقطه اثر واقع شده و از فرم دفاعی به فرم تهاجمی تبدیل شود.

از سوی دیگر ورود مستقیم و رودررو در مباحث سیاسی دانشجوی و هدایت توده مردم از طریق اطلاع رسانی گفتاری و نوشتاری در مساجد و محلات نیز نباید دور از چشم بماند که تجمیع این اقدامات توانست ضمن جبران کم کاری برخی نهادها و سازمانهای مسئول استانی، نوعی جریان موثر و دامنه دار را ایجاد نماید که روز به روز بر سطح توانمندی ها و تاثیرگذاری های آن افزوده می شود و امروز قطب جدید این حرکتهای انقلابی را می توان در در عرصه های مختلف فرهنگی و سیاسی و اجتماعی مشاهده نمود.

تردیدی نیست که بازتعریف انقلابی مفاهیم فرهنگی و سیاسی و ... که امروز در عرصه های مختلف سینما، رسانه، حوزه، دانشگاه و ... صورت می پذیرد با عبور از بستر فتنه 88 جهشی بزرگ را تجربه نمود و توانست بخش عمده ای از پتانسیلهای بومی را به فعلیت برساند و در کنار جریان اطلاع رسانی پایتخت زده، اطلاع رسانی و جریان سازی بومی موثری ایجاد نماید که امروز حاصل آن را در قالبهای مختلفی از جمله پایگاههای خبری تحلیلی، وبلاگهای تحلیلی، وبلاگهای گرافیک محور و مدیا، نشریات و مراکز مطالعاتی می توان مشاهده نمود که تاثیر مستقیم و موثری نیز در بازیابی بخشی از توان بخواب رفته یا فراموش شده بخشی از مساجد یعنی سنگر مسلمین داشتند.

آنچه حائز اهمیت است این است که هیچ کدام از این جریانات حاصل هدایت نهاد یا ارگان خاصی نبوده اند و موتور محرک همه این حرکتها ولایت پذیری نسل جدید انقلاب بود. یعنی ولایت پذیری بود که توانست در جنگ نرم بدون در نظر گرفتن بعد مسافت از پایتخت، سنگرهای مقاومت را در کوچه پس کوچه های شهرشکل دهد.