تاریخی با مبدا شهادت

حاج واقف عبدالله اف معاون حزب اسلام جمهوری آذربایجان در زندانهای مخوف رژیم الهام علی اف جام شهادت را سر کشید و پاداش یک عمرمجاهده خود را از درگاه باری تعالی دریافت کرد.

شهادت این مبارز نستوه،‌ فتح بابی است برای مبارزانی که در دوران استعمار و استبداد نوین پسا شوروی مبارزه ای بی امان در سرزمین قفقاز آغاز کرده اند. سرزمینی که نقطه تلاقی سیاستهای مادی گرایانه شرق و غرب است. سرزمینی که می توان آن را جغرافیای آزمایشگاهی قطبهای مادی جهان دانست که وجه اشتراک همه آنها ستیز بی پرده با آرمانهای الهی است. تحریف گسترده تاریخ،‌ ایجاد اختلافات مرزی لاینحل،‌ نفوذ وکنترل عمیق اطلاعاتی، گسترش برنامه ریزی شده قومیت گرایی و تبدیل فرصتهای همجواری به تهدیدهای همجواری معاملاتی هستند که جریانات پساشوروی، صهیونیستی، لیبرالیسم غربی و ترکیه عثمانی در این بخش از سرزمین اسلام به اجرا در آورده اند. در یک مقایسه تاریخی می توان شرایط کنونی جمهوری آذربایجان را شبیه دورانی از مقطع 250 ساله امامت دانست که مسلمانان مجبور به تقیه بوند. اما شهادت حاج واقف عبدالله اف،‌نوید دوران جدیدی است. شهادت در مکتب تشیع یعنی تولد دورانی نوین توام با رویکردی از جنس یک تصمیم نهایی. تصمیمی برای تعیین تکلیف نهایی برای جریاناتی که در برابر گسترش و بروز حقایق،‌مقاومت و سرسختی نشان می دهند.

ادامه نوشته

از عدالت تا عدالت

ملاکها عوض نشده اند بلکه ملاکها را عوض کرده ایم. فرازهایی از انقلاب را که با آسایش و راحت طلبی مان اصطکاک دارند، غبار می گیرند و مبهم تر می شوند. واژه های انقلابی، خون انقلابی دارند و ابهت مفهومیشان همچنان قامت انقلابی دارد این ما هستیم که روز به روز خمیده قامت می شویم.

انقلاب خمینی کبیر، خلاصه برداری نمی شود. پاراگرافهای گزینشی ندارد و تیتر زدگان فارغ از متن بیگانه ترین سخنوران جغرافیای بی مرز انقلاب خمینی کبیر هستند.

انقلابیون نسبی شده و مبارزان شک زده، تفسیر به رایشان را ملاک انقلاب می کنند و مانند ابتران تاریخ که اسلام را متعلق به 1400 سال پیش می دانند و جهالت مدرن خویش را توجیه می کنند، اینان نیز هنوز به چهل سالگی نرسیده قلاده نسبیت و تفسیر به رای  و مصلحت فردی را به گردن می اندازند تا بتوانند مقاطع حساس فردی و حزبی خویش را مدیریت بحران کنند و توجیهی برای ناهمخوان بودن کرده هایشان با گفتمان ولایت فقیه بیابند.

انقلاب اسلامی در حوزه عدالت علوی، رودربایستی با کسی ندارد. روحانی یا غیرروحانی، آقازاده یا فقیرزاده، عاج نشین یا گود نشین همه در معادلات عدالت محور انقلاب اسلامی تکلیفی مشخص دارند. و جریان این عدالت معادله ای دوسویه است. از یک سو باید مسئولین و بالانشین ها همگام با زیردستان و گودنشینها هم پیاله و هم قدم شوند و از سوی دیگر باید عامه امت، گفتمان عدالت را در بستری علوی محور، ساری و جاری نگه دارند تا مبادا فرصتها و فرمتهای برتر، وسوسه یکه تازی را برای بالانشینها به رویایی تحقق یافته تبدیل نمایند.

ادامه نوشته

مزارهای بی پرچم

هر فرهنگی و هر تمدنی سمبل ها و نشانه هایی دارد که نمایانگر لایه های درونی و اعتقاد نهفته آن فرهنگ و تمدن می باشد. نمادهای فرهنگی در تمدنهای مختلف حاوی پارادایمهای منطبق و سازگار با تفکرات حاکم بر آن فرهنگ است که با زبانی از جنس تصویر و تصور خود می نمایاند. این سمبلها و نمادها در برهه های مختلف تاریخ آن تمدن در اثر شرایط حاکم بر آن مقطع تاریخی شکل می گیرند و ظاهری همسان با همان شرایط می یابند.

فرهنگ اصیل شهادت مختص جامعه شیعی است که شهادت در آن قداست خاص خود را دارد و نمی توان آن را با تعاریف متداول و متعارف جهان تکنولوژیک چه از بعد نمادی و چه از بعد نمودی تعریف نمود. همانگونه که بخشهای عمده ای از مفاهیم اعتقادی شیعه در مبحث حسی سازی در چارچوب قالبهای موجود در جهان مدرن امروزی از قبیل تلویزیون و سینما و ... نمی گنجد، قالبهای متعارف این جهان در بازنمایاندن و جلوه گر نمودن مفهوم شهادت ناتوان و عاجزند.

ادامه نوشته