هر فرهنگی و هر تمدنی سمبل ها و نشانه هایی دارد که نمایانگر لایه های درونی و اعتقاد نهفته آن فرهنگ و تمدن می باشد. نمادهای فرهنگی در تمدنهای مختلف حاوی پارادایمهای منطبق و سازگار با تفکرات حاکم بر آن فرهنگ است که با زبانی از جنس تصویر و تصور خود می نمایاند. این سمبلها و نمادها در برهه های مختلف تاریخ آن تمدن در اثر شرایط حاکم بر آن مقطع تاریخی شکل می گیرند و ظاهری همسان با همان شرایط می یابند.

فرهنگ اصیل شهادت مختص جامعه شیعی است که شهادت در آن قداست خاص خود را دارد و نمی توان آن را با تعاریف متداول و متعارف جهان تکنولوژیک چه از بعد نمادی و چه از بعد نمودی تعریف نمود. همانگونه که بخشهای عمده ای از مفاهیم اعتقادی شیعه در مبحث حسی سازی در چارچوب قالبهای موجود در جهان مدرن امروزی از قبیل تلویزیون و سینما و ... نمی گنجد، قالبهای متعارف این جهان در بازنمایاندن و جلوه گر نمودن مفهوم شهادت ناتوان و عاجزند.

موضوع بهسازی و به تعریف دقیق تر همسان سازی مزار شدن به دلایل عمده ای، نه تنها در راستای پاسداست قداست این تفکر نیست بلکه نوعی بدعت و غارت فرهنگی است چرا که تلاش برای همسان سازی مزار شهدا به زبان ساده تر همان هم ردیف، هم تراز، هم رنگ، هم شکل، هم آهنگ کردن و خلاصه ایجاد منظره ای یکسان و قابل درک برای چشم ها است که به قیمت پاکسازی بخش عمده آثار دوران تاریخی روزهای جهاد و شهادت است.

1-      مزار شهدا شکل گرفته مقطعی از تاریخ انقلاب اسلامی ماست که فرهنگ اصیل ایثار، شهادت طلبی، وطن دوستی و اسلام خواهی در آن موج می زد. بنابراین روح و محتوی مزار شهدای والامقام که در آن مقطع تاریخی شکل یافته است، انعکاس آن مقطع تاریخی است. همسان سازی مزار شهدا یعنی دستکاری و غارت آن تاریخ.

2-      مزار شهدا حامل فرهنگ عظیمی است که تفکر الهی خالصانه ای در آن نهفته است. رهبر فرزانه انقلاب در یکی از فرمایشات خود راجع به شهدا نزدیک به این مظمون فرموده اند که وصایای شهدا آخرین نوشته های آنهاست و متعلق به لحظاتی است که بین خود و خدایشان چیز دیگری نبوده است. حال با درنظر گرفتن عمق این مطلب، زیاد است سنگ نوشته های روی مزار شهدا که روی آنها جملاتی از آن لحظات نگاشته شده است، از بین بردن چنین آثار ارزشمندی نه همسان سازی بلکه غارت فرهنگی است.

3-      خلوت و فضای معنوی این مزارها سالهای سال محل دردل پدران و مادران آن شهدای والامقام بوده است. محل عهدها و پیمانها و تجدید دیدار یاران باقی مانده. آیا دستکاری در چنین فضایی، سیلی بر صورت پدران و مادران و همسنگران شهدا نیست؟

4-      مزار شهدای ما، شکل گرفته بر اساس فرهنگ بومی و اعتقادات مذهبی ماست. حتی قاب عکسها و حجله ها و پرده ها و ... همسان سازی این مزارها و تبدیل آنها به مزارهایی مانند مزار کشته شدگان جنگ در کشورهای مسیحی و ... یعنی تیر خلاص زدن به فرهنگ.

حال با در نظر گرفتن تنها بخشی از علل عدم تناسب ظاهری و مفهوم همسان سازی مزارشهدا، با فرهنگ ما و با در نظر گرفتن اینکه در روزگار کنونی ما برای دست زدن و تکان دادن تنها یک آجر از یک اثر باستانی باید از مجامع بین المللی مجوز داشت، آیا رواست که به همین آسانی آن هم به دست کسانی که خود روزگاری در عرصه جهاد و شهادت حضور داشتند، روح و معنویت حاکم بر مزار شهدا را پشت سنگهای سیاه هم شکل و هم اندازه و هم رنگ بی روح پنهان سازیم؟!

مزار به مزار شهدای ما حامل صادقی است از تاریخ مردی و مردانگی. تغییر در این تاریخ میراث دستکاری شده ای را برای نسلهای آینده خواهد گذاشت که پر از سوال و ابهام خواهد بود.

بنظر می رسد این خانواده های معظم شهدا هستند که پیشاپیش سایر دلسوزان و دردمندان این عرصه، باید در برابر این غارتگری قد علم کنند تا مبادا بی تدبیری برخی ها، تاریخ آینده این مزارها و نمادهای راستین بیش از این بی پرچم بماند.