پیوندی از جنس هویت

مردم سالاری واژه ای است که در عبور از بسترهای گوناگون اندیشه، تعاریف مختلفی می یابد و در پیوند با جمهوریتٰ بنیانهایی را شکل می دهد که هم می تواند رو به کمال گراید و هم رو به انحطاط.

تعاریفی که روشنفکران غربی زخم خورده از کلیساهای دگم زده و تاریک قرن 15 تا روشنفکران معاصرشان از مفهوم جمهوریت و مردم سالاری کرده اند و روشنفکران داخلی ما نیز آنها را تقریظ نموده اند، عمدتا بعد از گذار از دالانهای فلسفی پیچیده ماهیت واحدی دارد و آن مردم سالاری و جمهوریتی گزینشی است که سود و منفعت حرف اول را می زند. در چنین گفتمانی افکار عمومی تنها زمانی می تواند مفید به فایده باشد که جهت دهی شده، قابل کنترل و هم مسیر با منافع و محاسبات مادی باشد.

جریان به اصطلاح آزادی که در جوامع غربی توسط کارخانه های افکارسازی مونتاژ می شود و ذهن و روح انسان غربی را با دیکتاتوری ماده به موجود بی ثبات و آزمایشگاهی تبدیل می کند جریانی است که نمی تواند مفهوم واقعی مردم سالاری یا جمهوریت را ادراک نماید.

ادامه نوشته

الفبای انقلاب

پابرهنه ها، تا آخرایستاده ها، و حتی کنارایستاده ها هم آمده بودند. نسل سوم و نسل چهارم هم آمده بودند تا معادله های واژگون را سراسیمه تر سازند. شعارها بوی شهادت می داد و خون. گامها امتدادی بینهایت را می پیمودند و مشتها سنگینی غریبی داشتند تا هم شیطان را سنگسار کنند و هم بالانشینهای خسته از ایستادگی و دل زده از خوشی را تکانی دهند. مادرها آمده بودند با شیرخواره هاشان. پدرها آمده بودند با دخترها و پسرهایشان تا نسلی دیگر از جنس مبارزه، زاده شود. همه آمده بودند تا گزینه های روی میز بر زمین ریزند.

صدای پای پیرمردها صدای تاریخ بود و بوی نفس جوانترها بوی جهاد.

باز هم همه آمده بودند. مثل همیشه تا باز هم بالانشینهای خواب زده را نهیبی زنند که سری به وصیت نامه مراد قلبها- خمینی کبیر- بزنید و پای مکتب امام خامنه ای زانوی ادب زمین زنید.

ادامه نوشته

از تهاجم تا برخورد

معاهده گلستان، عهدنامه ترکمنچای، قرارداد 27 اکتبر 1841 انگلیس، قرارداد رویترز، پیمان آخال، امتیاز بانکهای شاهنشاهی و استقراضی، قرارداد نفتی ویلیام ناکس دارسی، قرارداد 1907، قرارداد کاکس، کودتای 28 مرداد1332، نفوذ گسترده مستشاران آمریکایی در ارتش و اطلاعات ، حق کاپیتالاسیون و ... معاملاتی بودند که نظام سلطه در طی صدها سال با ملت ایران انجام دادند. ملتی که تحت استبداد دولتهایی دست نشانده -که فقط با اجازه سفرای آمریکا و انگلیس و روسیه توان اظهار وجود داشتند- ناتوان و توسری خور شده بود. اما امروز و در سال 2012 معاملات به گونه ای دیگری است. ترور، تحریم، تطمیع و سردرگمی چهار شکل جدید معامله نظام سلطه با ملتی است که این بار در موقعیت بدر و خیبر است. شکل اول این معاملات حاصل نوعی خوی سلطه گری و قلدر مابی و اشکال اخیر آن حاصل نوعی عجز و ناتوانی است. و تاریخ گواه این مدعاست.

ادامه نوشته