پابرهنه ها، تا آخرایستاده ها، و حتی کنارایستاده ها هم آمده بودند. نسل سوم و نسل چهارم هم آمده بودند تا معادله های واژگون را سراسیمه تر سازند. شعارها بوی شهادت می داد و خون. گامها امتدادی بینهایت را می پیمودند و مشتها سنگینی غریبی داشتند تا هم شیطان را سنگسار کنند و هم بالانشینهای خسته از ایستادگی و دل زده از خوشی را تکانی دهند. مادرها آمده بودند با شیرخواره هاشان. پدرها آمده بودند با دخترها و پسرهایشان تا نسلی دیگر از جنس مبارزه، زاده شود. همه آمده بودند تا گزینه های روی میز بر زمین ریزند.

صدای پای پیرمردها صدای تاریخ بود و بوی نفس جوانترها بوی جهاد.

باز هم همه آمده بودند. مثل همیشه تا باز هم بالانشینهای خواب زده را نهیبی زنند که سری به وصیت نامه مراد قلبها- خمینی کبیر- بزنید و پای مکتب امام خامنه ای زانوی ادب زمین زنید.

((وصيت اينجانب به وزراى مسئول در عصر حاضر و در عصرهاى ديگر آن است كه علاوه بر آنكه شماها و كارمندان وزارتخانه‏ها بودجه‏اى كه از آن ارتزاق مى‏كنيد مال ملت، و بايد همه خدمتگزار ملت و خصوصاً مستضعفان باشيد، و ايجاد زحمت براى مردم و مخالف وظيفه عمل كردن حرام و خداى نخواسته گاهى موجب غضب الهى مى‏شود، همه شما به پشتيبانى ملت احتياج داريد. با پشتيبانى مردم خصوصاً طبقات محروم بود كه پيروزى حاصل شد و دست ستمشاهى از كشور و ذخائر آن كوتاه گرديد. و اگر روزى از پشتيبانى آنان محروم شويد، شماها كنار گذاشته مى‏شويد و همچون رژيم شاهنشاهى ستمكار به جاى شما ستم پيشگان پستها را اشغال مى‏نمايند. بنابر اين حقيقت ملموس، بايد كوشش در جلب نظر ملت بنماييد و از رفتار غير اسلامى- انسانى احتراز نماييد.)) فراموش شدگان و زجر کشیده ها هم آمده بودند. همان کسانی که صاحبان حقیقی میزها و نامها و افتخارها هستند. حتی پیرزن کبریت فروش کنار خیابان هم فریاد وفاداریش بلند بود. ای کاش چشمهای پر از معادله و مصلحت این وفاداری بی ریا را می دیدند تا مبادا فردا دوباره در خواب فرو روند.

راستی چگونه باید برای این مردم کار کرد؟! کجای این کره خاکی یا منظومه شمسی چنین ملتی یافت می شوند؟! برای خدمت به این ملت باید گوی سبقت ربود. باید پیشوند وزیر و رئیس و مدیر و استاندار و ... را زیر پای اخلاص لگد مال کرد. باید خواب را بر خود حرام کرد تا کلمه به کلمه صحیفه خمینی کبیر در زندگی این ملت جاری شود و زلال هدایت امام خامنه ای این ملت وفادار را سیراب سازد.

((امروز اگر يك گرفتارى براى كشور ما پيدا بشود، براى حكومت ما پيدا بشود، مردمند كه حل مى‏كنند اين را، و دولت هم خدمتگزار است و بايد خدمتگزارباشد.)) اگر مسئولی در نظام اسلامی دردها را در کنار ایستادگی ها ببیند و سری بی خیال بر بالین نهند، لگه ننگی می شود که روزی با خروش ایستادگی ملت ولایت مدار زدوده خواهد شد چنان که آتش افروزان فتنه 88 به چنین سرنوشت شومی گرفتار آمدند.

((ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقى و راستين ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دريافته‏اند كه مبارزه با رفاه طلبى سازگار نيست؛ و آنها كه تصور مى‏كنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بيگانه‏اند. و آنهايى هم كه تصور مى‏كنند سرمايه داران و مرفهان بى‏درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مى‏شوند و به مبارزان راه آزادى پيوسته و يا به آنان كمك مى‏كنند آب در هاون مى‏كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمايه، بحث قيام و راحت طلبى، بحث دنياخواهى و آخرت جويى دو مقوله‏اى است كه هرگز با هم جمع نمى‏شوند. و تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. فقرا و متدينين بى‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. ما بايد تمام‏تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتى كه ممكن است خط اصولى دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم.)) پس رفاه زدگان بی درد یا سهم خواهان عاج نشین و متکبر اگر پشت میز انقلاب هم باشند، هم از انقلاب بیگانه اند و هم از ملت انقلابی. و این بیگانگان دشمنانی در لباس دوستانند که جز ناامیدی و خیانت چیزی از وجودشان نمی تراود و اینان مصداق عینی رفاه طلبان و دنیازدگانند.

((به مجلس و دولت و دست اندركاران توصيه مى‏نمايم كه قدر اين ملت را بدانيد و در خدمتگزارى به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمديدگان كه نور چشمان ما و اولياى نعم همه هستند و جمهورى اسلامى رهاورد آنان و با فداكاريهاى آنان تحقق پيدا كرد و بقاى آن نيز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خود بدانيد))

نمایندگانی که فقط در چندماه باقی مانده به انتخابات غمخوار مردم می شوند، یا مسئولینی که برای حفظ نام و میزشان پیوندهای نامبارک می سازند و معادلات صد مجهولی می آفرینند، در بین مردم و دور از مردمند. کسانی که شنیدن کلمه عدالت در خلوت برایشان تهوع آور و در جمع مردم برایشان وسیله ارتزاق است. کسانی که از انقلاب فقط نامش را می شناسند و میزش را اما از آرمانهایش و صاحبانش بیگانه اند. و اینان آفتهای درونی انقلابند که از پشت میزهای عدالتشان جز ظلم جاری نمی شود و از کلام انقلابیشان جز دنیا متجلی نمی شود.

فراموش نکنیم ((راستى وقتى كه پابرهنه‏ها و گودنشينان و طبقات كم درآمد جامعه ما امتحان و تقيد خود را به احكام اسلامى تا سر حد قربانى نمودن چندين عزيز و جوان و بذل همه هستى خود داده‏اند و در همه صحنه‏ها بوده‏اند- و ان شاء اللَّه خواهند بود- و سر و جان را در راه خدا مى‏دهند، چرا ما از خدمت به اين بندگان خالص حق و اين رادمردان شجاع تاريخ بشريت افتخار نكنيم! ما مجدداً مى‏گوييم كه يك موى سر اين كوخ نشينان و شهيددادگان به همه كاخ و كاخ نشينان جهان شرف و برترى دارد ...))

امام خامنه ای: دو نكته اساسى در حركت امام بزرگوار بود كه همين دو نكته، سرمايه ارزشمند اين انقلاب بود و هست: يكى اين است كه هدف اين انقلاب، اسلام است. دوم اين كه سربازان اين انقلاب و لشكر اين انقلاب، مستضعفان و پابرهنگان و همچنين قشر جوانند. اين انقلاب را، پابرهنگان به پيروزى رساندند. اين جنگ طولانىِ تحميلىِ هشت ساله را جوانان اين مملكت به نتيجه رساندند. امروز هم جوانان، در راه خدا و در راه اسلامند. امروز هم اگر خطرى اين انقلاب را تهديد كند، اوّلين كسانى كه به ميدان خواهند آمد، همين جوانانند؛ جوانان حوزه‌ها، دانشگاهها و جوانان سراسر كشور و قشرهاى مختلف. امام بزرگوار، با همه وجود، از اسلام دم زد. امروز همه امام را با وجودشان و با دلشان قبول دارند. كلمات امام، كلمات واضحى است؛ محكمات و بيّنات است. فرمايشات امام، هنوز در فضا طنين‌افكن است. وصيتنامه امام، ميثاق هميشگى امام با امّت است. همه بايد اين كلمات را درست بفهميم و بر آن تدبّر كنيم، تا راه امام را اشتباه نكنيم. كسانى كه دم از امام مى‌زنند، اما حاضر نيستند فكر امام و راه امام را بپذيرند و به آن تن بدهند، اشتباه مى‌كنند.

مآخذ: صحیفه نور - khamenei.ir