دریاچه، بغض ما را هم شکست...

خشک شدن آب دریاچه ارومیه موضوعی است که هر از گاهی برحسب شرایط اقلیمی و سیاسی به صورتهای مختلف به موضوع روز تبدیل می شود.

از یک طرف جریانهای سیاسی ورشکسته که بقا و دوام بیمارگونه خود را در مطرح شدن و سرزبانها ماندن می بینند گاه بر تراکتور سرخ رنگ سوار می شوند و گاهی هم روی نمکهای دریاچه ارومیه خودی نشان می دهند که ما هنوز نمرده ایم و از سوی دیگر برخی از مسئولین سیاسی در حال حیات و دوام نیز هر از گاهی در آستانه انتخابات و یا ... از دریاچه سخن می رانند.

البته بی انصافی است اگر از دستها و همتهایی که بدون توجه به وابستگی های سیاسی و قومی و ... آستین همت بالا زده اند و مردانه در راه اعتلای ایران اسلامی جهاد می کنند، یاد نشود.

موضوع دریاچه ارومیه بخصوص زمانی که با دیدگاه استراتژیک به آن نگاه می شود، موضوعی است که در آن همواره عقبه ای سیاسی از نوع قومیت گرایانه -که درصدد سوء استفاده از مسائل پیش آمده در این حوزه می باشند- قابل مشاهده است که تلاش می کند جسم نحیف و بیمار خود را با بهانه های مختلف چند صباحی زنده نگاه دارد.

علاوه بر آن معضلات زیست محیطی و تغییرات شدید اقلیمی و جغرافیایی که در اثر خشک شدن دریاچه ارومیه ایجاد می شود، زنگ خطری است برای آینده سرزمینمان ایران که مبادا در این نقطه از جغرافیای کشورمان، بیابانی نمکی پدید آید و حیات را تهدید نماید.

نگاهی منصفانه به مسائل فوق، اهمیت قضیه را بیش از پیش روشن می نماید. حال اگر مسئولین و مرتبطان با این موضوع، در انجام وظایف خود کوتاهی نمایند، باید پاسخگوی میلیونها ایرانی باشند که ایجاد، پایدار سازی و ارتقای شرایط زیست آنها در گرو احساس مسئولیت آن مسئولین است.

برنامه مطالبه که در شبکه سهند به این موضوع مهم پرداخت و مسئولین و نمایندگان را به چالش کشاند، برنامه ای قابل تامل ارائه داد که نکات ظریفی از آن حاصل می شود؛

آنچه در وهله اول از این برنامه به دست آمد این بود که نمایندگان استان و مسئولین اجرایی ظاهرا سالهای سال از هم دور بوده اند و امکان اینکه دور هم بنشینند و یک تصمیم ملی و اساسی در این خصوص اتخاذ نمایند، نداشته اند.. البته می توان این مسئله را ناشی از مشغله کاری فراوان این مسئولین محترم دانست اما به هر حال مسئولین در نظام اسلامی باید تلاش نمایند تا برای رسیدن به اهداف والای نظام اسلامی دوشادوش هم در حل مشکلات جامعه اسلامی، جهادی پایان ناپذیر را سازمان دهند و این تلاش هم در سال اول و دوره اول مسئولیتها باشد و هم در سال آخر و دوره آخر...

مسئله دیگری که در مورد این برنامه قابل تامل بود اینکه چرا برخی از مسئولین و دست اندرکاران، کارها و اقدامات صورت گرفته را آنقدر پنهان می کنند که عده ای سوء استفاده کننده از فضای راکد تبلیغ و اطلاع رسانی به نفع مطامع منفعت طلبانه و زیاده خواهانه خود استفاده می نمایند.

دست آخر عریضه ای است تقدیم به دست اندرکاران محترم صدا و سیمای استان که دریاچه، بغض ما را هم شکست...؛

صدا و سیما در هر نقطه ای از سرزمین پهناورمان ایران، مجاری حساس و همیشه آماده تبلیغ و ارشاد می باشد که باید در زمانها و برهه های مختلف، وظیفه خود را خوب تشخیص دهد و خوب عمل نماید. اگر چه دست اندرکاران محترم شبکه سهند تلاش خود را بکار گرفته اند تا رضایت بینندگان را (و صدالبته در راستای اهداف متعالی انقلاب اسلامی) جلب نمایند اما رخدادهای دوره های مختلف نشان داده است که متاسفانه صدا و سیمای استان آنگونه که شایسته مخاطبان خود است، عمل نکرده است. عقب ماندن از خواسته های بومی و ملی، عدم تشخیص صحیح نیازها و مطالبات، پایین نگه داشتن سطح توقعات و عدم شفافیت در موضوعات مختلف از جمله این نقص هاست که متاسفانه سبب شده است تا گرایش به شبکه های تلویزیونی و رادیویی کشورهای همجوار (که عموما به دنبال سوء استفاده های سیاسی هستند) افزایش یابد.حتی در خصوص برنامه چالشی و مورد توجه اکثریت مردم مانند برنامه مطالبه هم شاهد هستیم که در ساعت نامناسبی از شبانه روز پخش می شود و (البته با کمال احترام به عوامل برنامه) حتی به نظر می رسد عوامل اجرایی آن از روی ناچاری و صرفا برای پرکردن وقت اداری خود دستی به سر و روی برنامه می کشند و سیستم صوتی و ارتباطی افتضاح و یا میان برنامه های منقطع و نیمه کاره و ... پرده از این بی رغبتی برمی دارد.

امید می رود مسئولین صدا و سیمای استان در راستای درک صحیح و به موقع نیازهای مخاطبان و ارتقای کیفی برنامه ها گامهای جدی تر و موثرتری بردارند. ان شاءالله