شیطان در بحران - تولد شیطان - بخش دوم
به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز می گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا در عدالت گشایش برای عموم است، و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است. مولای متقیان امیرالمومنین علی (ع)
وحشتی که از سال 2008 در پیکر نظام لیبرال سرمایه داری لرزه ای بی امان انداخته است و این نظام در حال بالا آوردن حقوق چپاول شده ملتها می باشد برخلاف تصور برخی روشنفکران، مرحله گذار و جزئی از ذات نظام سرمایه داری نیست چرا که اینبار ابرقدرت افکار عمومی در برابر ابرقدرت نظام لیبرال سرمایه داری صهیونیستی قدعلم کرده است.
نوام چامسکی منشاء وحشت آفرینی امروز آمریکا برای جهانیان را که از آن به فرهنگ تروریسم تعبیر می کنند، قتل عامهای سرخپوستان بدست پیوریتانها می داند.
الی برناوی، نویسنده یهودی می گوید:در آمریکا آنتی سمیتیزم (ضد یهودیگری)معنا ندارد:بجای یهودیان، نفرت از کاتولیتها را می توان دید. حتی در موضعگیریهای شخصی افرادیهود دوستی بخوبی قابل مشاهده است. خصایص یهودیان مثل تلاش، حرص، فعالیتهای اجتماعی، مکرر و حیله اجتماعی از جمله موارد اصلی بودند که از همان ابتدا مقبول طبع آمریکائیها واقع شد.و به بزرگترین حامی و زمینه ساز همیشگی بازگشت یهودیان به سرزمینهای موعود و دولتی که در آنجا برپا می شود(دولت اسرائیل)تبدیل شدند. آری رسالت دنیای جدید (آمریکا)چیزی جز این نبود. اولین تصریح به پذیرش انجام این رسالت به دست ساکنان آمریکا آن هم به نحوی شایسته و آکنده از شادمانی و افتخار توسط ویلیام ایوگنه بلاکستون یک راهب پروتستان آمریکایی در دهه 1870عنوان شد.
بلاکستون همزمان با مهاجرت یهودیان روسیه، این سوال را طرح کرد که چرا فلسطین را در اختیار یهودیان قرار ندهیم...؟ وی با استناد به توافقنامه سال 1878 برلین که بر اساس آن بلغارستان و صربستان که تا پیش از آن متعلق به دولت عثمانی بود و به بلغارها و صربها واگذار شد، مدعی شد: آیا به همان اندازه که بلغارستان متعلق به بلغارها و صربستان متعلق به صربهاست، فلسطین از آن یهودیان نیست؟ جالب اینکه مهمترین شخصی که نام او در میان لیست حمایت کنندگان بلاکستون مشاهده می شد. راکفلر، سلطان نفت آمریکا بود، همان شخصیتی که در باطن یک یهودی واقعی بود.
توماس اف، گوست، جامعه شناس آمریکایی، در کتاب خود، نژاد: تاریخ یک ایده در آمریکا از تاثیرات پروتستانیسم و خصوصا رفتار پیوریتانها بر نژاد گرایی انگلو- ساکسون پرده برداری می کند. گوست معتقد است که نام جوسیا استرونگ عالم دینی پروتستان در راس کسانی دیده می شود که در گسترش ترویج نژاد پرستی نقشی اساسی بر عهده داشتند. استرونگ با تلفیق پروتستانیسم و داروینیسم اجتماعی، ایده برتری نژادی انگلو- ساکسون و صاحب اختیار بودن این نژاد را از جانب خداوند جهت نیست و نابود کردن سرخپوستان مطرح کرده بود.
روشنفکرانی که سرمایه داری را امپریالیسم نمی دانند دارای نوعی تفکر عدالت گریز می باشند.دکتر محمد طبیبیان معتقد است وقتی رقابت وجود داشته باشد، نمی تواند استثمار وجود داشته باشد.سرمایه داری همواره سر عقل بوده و تنها سیستمی است که همیشه بر سر عقل مانده است.سرمایه داری به مفهوم غربی آن عاقل به نیا آمده است چون بنیانش بر مبنای محاسبه گری و سود و رقابت است.سرمایه داری زیاد تولید می کند اما به همین خاطر است که توانسته است رفاه بشر را بهبود بخشد.اگر به موضوع امپریالیسم برسیم، موضوعی که اکنون با اقتصاد مخلوط می شود و ربطی به اقتصاد و اقتصاددانها ندارد، بحث قدرت و سیاست است.
حال با کنار هم قراردادن چنین استدلالهای روشنفکری با ریشه های اقتصاد کلان نظام سرمایه داری، با مشتی تئوری های مادی محور مواجه می شویم که با توجیهات علم زده خود، تابوت عدالت را تشییع کردند تا سود و رقابت جای آن را بگیرد. سود و رقابتی که سرمایه آن در دست یک درصد صهیونیست یا صهیونیست زده می باشد.
به هر حال از چیزی که نمی توان چشم پوشی کرد، تاثیر جنبشها و فعالیتهای یهودی گرایانه بر نگرش اجتماعی آمریکائیها و انگلیسیهاست. چون بدنبال این حرکتها، هواداری از یهود و حمایت از بازگشت یهودیان به فلسطین بطور جدی پیگیری شد و حمایت گسترده این دو کشور از صهیونیسم بطور جدی برای بازگشت یهودیان به سرزمینهای موعود تلاش می کرد، طی سالهای آتی به اهداف شوم خود دست یافتند.
اصل اداره جهان تنها حق ملتهای برگزیده است، منطقی امپریالیستی دارد که برگرفته از آموزه های تورات تحریفی و محصول نگرشها و سنتهای پیوریتنهاست که آن را در روح هیات حاکم بر آمریکا به یادگار گذاشتند اتکا و توسعه آمریکا بر نوعی مشروعیت مسیحی از نظر آمریکائیها را بوضوح در بیانیه سرنوشت می توان مشاهده کرد.
بیانیه سرنوشت یک باور سنتی در تاریخ آمریکا است که آمریکائیها را مردمی برگزیده و شایسته احترام می داند. آمریکائیها در این بیانیه ملتی معرفی شده اند که رسالتشان متمدن کردن ملتهای وحشی است.
در روز 27 آوریل سناتور آلبرت جی. بوراید اهداف توسعه طلبانه آمریکا را که پایه های آن را تئوری قوم برگزیده تشکیل می داد، چنین بیان کرد: از میان برداشتن تمدنهای پست و ملتهای پوسیده به دست تمدنهای مستحکم، بخشی از طرح نامحدود خداوند است و کارخانه های آمریکایی مشغول تولید محصولاتی هستند که بیش از نیاز ملت آمریکاست . ما باید راهی را در پیش بگیریم که از قبل برای ما تعیین شده است. تجارت جهانی باید از آن ما باشد و چنین هم خواهد شد. ما این امر را با الگو قرار دادن مادرمان (انگلیس) انجام خواهیم داد. در سراسر دنیا مراکز امن تجاری توزیع کننده محصولات آمریکایی را ایجاد کنیم و با ناوگان تجاری خود، اقیانوس را به محاصره در می آوریم و قدرتی دریایی مناسب با عظمت خود بوجود خواهیم آورد. در اطراف مراکز امن تجاری مستعمره های بزرگیرا تشکیل می دهیم که در عین حالی که مدیر امور خود هستند، پرچم ما را نیز به اهتزاز در آورده و با ما به تجارت و داد و ستد بپردازند و این مستعمره ها در هنگام انجام هر تجارتی، نظاره گر پرچم ما خواهند بود.
پوراید در یکی دیگر از سخنرانیهای خود می گوید:جمهوری آمریکا همان جمهوری است که توسط برترین نژاد تاریخی پایه گذاری شده است و حکومت مورد عنایت خداوند است.... رهبران این دولت را نه تنها حاکمان دولت خرد بلکه پیامبران خدا باید دانست.
هسته های مرکزی نظام لیبرال سرمایه داری بر پایه چنین تفکری استوار است. یعنی تفکر لیبرال سرمایه داری در هر نقطه از زمین خاکی ورود نماید و با هر طرح و برنامه ای که پای به آن جغرافیا نهاده است، خود را معرفی نماید، خروجی نهایی آن مسلط ساختن نژاد برتر! بر آن نقطه جغرافیایی است. و زمانی که چنین پروژه ای به نتیجه می رسد، شعله های عدالت خاموش می شود و حکومت ستم، استوارتر می شود و این همان اصل اجتناب ناپذیری است که مولای متقیان امام علی(ع) فرموده اند.
تاسیس شورای CFR
جریان تاسیس شورای CFR به کنفرانس صلح پاریس که بلافاصله بعد از جنگ جهانی اول برگزار شده بود، بر می گردد. هیاتهای شرکت کننده در این کنفرانس، در 30می 1919 بمنظور ایجاد یک گروه بین المللی در هتل ماژستیک گرد هم آمدند تا بدینوسیله توصیه های لازم را در باره روابط بین الملل به دولتهای خود بنمایند. بعدها این سازمان به انستیتوی روابط بین الملل معروف شد.
در همایش 5ژوئن 1919تصمیم گرفته شد که این تشکیلات از حالت یک سازمان منسجم خارج شده و بصورت مجموعه ای از سازمانهای جداگانه با یکدیگر در ارتباط باشند.
شورای روابط خارجی (CFR)که در حیطه روابط خارجی آمریکا فعالیت می کرد. در نیویورک تاسیس شد. همزمان با تاسیس این شورا در لندن نیزانسیتیتوی سلطنتی امور بین الملل که چاتم هاوس نیز خوانده می شد، برای تعیین سیاست خارجی انگلیس بنا نهاده شد که در کنار آن، موسسه فرعی دیگری بنام انسیتیتوی روابط پاسیفیک وجود داشت که تنها به تنظیم روابط خاور دور می پرداخت. مشابه این موسسات در پاریس و هامبورگ نیز تاسیس گردیدند.
نخستین اعضای CFR
مشاور ویژه ویلسون کلنل ادوارد مندل هاوس یکی از چهره های سرشناس موسسان شورای روابط خارجی بودو نفوذ فوق العاده ای بر روی ویلسون داشت.هاوس برای خوش خدمتی به اربابان یهودی خود تنها به حمایت از صهیونیسم اکتفا نکرد، بلکه بزرگترین خدمت او به آنها را باید بنیانگذاریCFRدانست. ویلسون بنابر سفارش هاوس در سپتامبر سال 1916کمیته ای متشکل از روشنفکران مختلف و به تعبیری دیگر نوعی ثنیک – تانک را پایه گذاری کرد. اسموت چهار نفر را مهمترین شخصیتهای کمیته معرفی می کند: والترلیپمن، آلن دالس، جان فوستردالس و کریستین ای. هرتر. لیپمن یک یهودی نژادشناس بلند پایه از شخصیتهای مشهور لابی یهودی و مقاله نویسی سرشناس و با نفوذ بود. آلن دالس که بعدها به ریاست سازمان CIAرسید ماسونی با تجربه و سرشناس بود. جان فوستر دالس برادر آلن دالس بعدها وزیر خارجه آیزنهاور شد و کریستین ای.هرتر، ماسونی با رتبه 33 بود که مقاماتی از جمله سفیر کبیری آمریکا، فرمانداری ماسوچوست، عضویت در کنگره، معاونت وزارت امور خارجه را در اختیار داشت.
این تشکیلات نه تنها به جذب و ادغام نخبگان و مسئولان برجسته می پردازد بلکه بسیاری از مسئولان سیاست خارجی و تعدادی از موسسات را همواره تحت نظارت خود دارد. بعنوان مثال CFRدر نشریات خود با طرح مداوم خطر اسلام در حال قبولاندن و جا انداختن این خطر در نظر ساکنان آمریکاست. فصلنامه، مسائل خارجی هر چند چهار شماره از آن در هر سال منتشر می شود ولی یکی از تاثیر گذارترین ارگانهای انتشاراتی جهانی به شمار می آید و بسیاری و بیانگر وضعیت سیاسی روز و سیاست آمریکاست. طرح محاصره (طرح ممانعت از گسترش شوروی) بعنوان راهبرد بنیادی آمریکا، از طرف جورج کنن در این مجله منتشر شد. جنگ تمدنها اثر ساموئل هانتینگتون نیز که مدتهای زیادی در محافل مطرح شده و بیانگر رویارویی اسلام و غرب در آینده بود، نیز در این مجله چاپ شده است.
از روزنامه های تحت کنترل CFRمی توان به نیویورک تایمز ، واشنگتن پست، تایمز، نیوزویک، لایف، نیویورک پست و نیویورک هرالد تریبون اشاره کرد.
بالاخره تشکیلات ماسونی بین المللی دیگر همچون گروه بیلدربرگ وکمسیون سه جانبه خواهی نیز از طرف اعضای CFRبنیانگذاری شده اند.
رقابتی که در نظام یهودزده سرمایه داری از آن سخن به میان می اید، زمانی که از کارخانه سرمایه سازی و شبکه سازی فوق خارج می شود، رقابتی است که در آن مرگ طبقات پایین و ندارها، حتمی و علمی است و تنها کسانی می توانند به حیات خود ادامه دهند، با چپاول و خونریزی زیاد، ثروت و سرمایه بیشتری اندوخته اند و بازار زندگی ملتها در دست آنهاست.
ماخذ: نهج البلاغه تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا-عدنان اکتار مهرنامه
ادامه دارد...
سلام. روزی که پدرانمان انقلاب کردند، عده ای گفتند انقلاب کردیم و تمام شد. اما امروز من از نسلی هستم که می گوید انقلاب کردیم تا انقلاب کردن را آغاز کنیم. نسل ما در ثانیه ها، در واژه ها، در مرزها، در ذهن ها و در قلب ها انقلاب خواهد کرد تا مبادا نظام سلطه لحظه ای آرام گیرد. من و قلم و نسل من آمده است تا بگوید پایان تاریخ در دست های ماست...