فرهنگ و تمدن اسلامی
فرهنگ و تمدن اسلامی
از حدود 610 میلادی، دین اسلام با دعوت پیامبر اکرم (ص) پای بر عرصه وچود نهاد.
همجواری اسلام با تمدن های آن روز، ایران، روم و مصر زمینه ارتباط با این حوزه های تمدنی را فراهم آورد. پیامبر اسلام(ص) با انعقاد صلح حدیبیه سبب تثبیت امور مسلمین شد وهم با ارسال نامه هایی به سران کشورهای همسایه، امکان ارتباط با آن ها را فراهم ساخت.
در اواسط عهد عباسی هم، گستره اسلام در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا امتداد یافت.
دین اسلام زمینه تضارب آرا و افکار بین تمدن اسلامی و فرهنگ و تمدن های پیشین را فراهم آورد.
از اواخر سده دهم و اوایل سده یازدهم تمدن اسلامی از اوج و اعتلای خود فاصله گرفت...
فرهنگ:
انسان از طریق فرهنگ بر طبیعت درون و بیرون چیره گشته و با بیرون آمدن از این طبیعت گام به گام مرحله ی تکامل فرهنگی را پشت سر گذاشته است. فرهنگ شامل همه المان های مادی و معنوی زندگی اجتماعی است که فرد انسانی در درون آن زاده و پرورده می شود و از این راه صاحب آن چیزی می شود که در اصطلاح روانشناسی به آن ((شخصیت)) می گویند.از این راه به فرد انسانی چیزی ارزانی می شود که نام اش((هویت فرهنگی)) است و این هویت کل گرایش های رفتاری را به او می بخشد. فرهنگ از آنجا که بر پایه زندگی رشد می کند و از درون زندگی موجودی به نام انسان بر می آید خود موجودی زنده وار است.
ماجرای پیدایش فرهنگ ها و تمدن ها و سرانجامشان که نابودی و مرگ است در فلسفه تاریخ بررسی می شود.
فرهنگ سالم فرهنگی است که نظامی از ارزش ها و هنجارهای رفتار و اندیشه به مردم خود می دهد که مردم با پذیرش درونی از آن پیروی می کنند و در نتیجه، زندگی اجتماعی با هماهنگی پیش می رود. چنین جامعه ای می تواند پایه گذار یک تمدن جهانی باشد. در فرهنگ بیمار که ارزش ها و هنجارها معنای درونی خود را از دست داده اند و فرد بدون باور آن ها، آنها را همچون نقاب هایی در رفتار و رابطه ی اجتماعی بکار می برد، نظام اجتماعی نه تنها نمی تواند نیروهای اجتماعی را در جهتی بسیج کند، که همه نیروها برای یکدیگر به صورت عامل فرساینده در می آیند.
تمدن:
تمدن بیشتر جنبه های مادی ساخته های انسان را شامل می شود مانند معماری و شهر سازی و ... از دیدگاهی دیگر، تمدن به نظام های بزرگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اشاره دارد که از نظر جغرافیایی، واحد کلانی را در یک قلمرو پهناور، معمولا یک امپراطوری در بر می گیرد.
جامعه ی غیر متمدن می تواند برتای خود فرهنگی داشته باشد. مثلا اجتماعات بشری ابتدایی.
عوامل موثر در زایش و اعتلای تمدن ها عبارتند از :
1- امنیت و آرامش
2- غرور و همبستگی ملی(عصبیت)
3- همکاری و تعاون
4- اخلاق
5- تسامح(تحمل و بردباری)
عوامل زوال و انحطاط تمدن ها:
ویل دورانت می گوید؛ مردمان هر تمدن بر اساس رشد عقلی پس از مدتی به جای توحید و پرستش مبادی معنوی، به ستایش عقل و علم می پردازند. از این پس جنگ بین ارزش و دانش آغاز شده، نیروهای محرک جامعه به تدریج متوقف می شوند و دوره انحطاط آن تمدن آغاز می شود.
به نظر ابن خلدون، هر تمدن سه مرحله را طی می کند؛ پیکار و مبارزه اولیه، پیدایش خودکامگی و استبداد، تجمل و فساد.
تاریخ عرب:
تاریخ عرب در سه دوره بررسی می شود:
دوره سبا و حِمیَر – دوره جاهلیت – دوره اسلام
پیامبر اسلام(ص) جامعه ی اسلامی را در مدینه بر پایه سه اصل مسجد، عقد برادری میان مهاجران و انصار و پیمان همکاری میان مسلمانان و غیر مسلمانان بنا نهاد.
در طول ده سال حکمرانی پیامبر(ص) در مدینه حدود هشتاد جهاد بزرگ و کوچک صورت گرفت.
زمینه های شکل گیری تمدن اسلامی:
اصل کلمه علم، به جز مشتقات آن، هشتاد بار در قرآن کریم به کار رفته است.
اسلام میان علم و عقل فاصله ای نمی بیند و همواره بر پیوستگی این دو تاکید دارد.
فرهنگ غالب در دوران جاهلی عرب، فرهنگ شفاهی بود. خط رایج در آن ناحیه هم خط نبطی بوده است. وجود پاره ای لغات خاص در قرآن هم، کتابت را نشان می دهد. هم زمان با ظهور اسلام، اعراب تصوری از کونه های کتابت داشتند.
مسلمانان پس از فتح سرزمین مصر و شام با قرطاس یا پاپیروس آشنا شدند. پیشینه آشنایی مسلمانان با کاغذ به زمان فتوح در ماوراء النهر باز می گردد. این صنعت از سمرقند، که در آن جا تعدادی از کاغذ سازان چینی به کار اشتغال داشتند، به دیگر سرزمین های اسلامی راه یافت.
صنعت کاغذ سازی در پایان سده دوم هجری، به کوشش فضل بن یحیی برمکی – وزیر بافرهنگ هارون الرشید، در بغداد راه اندازی شد و به سرعت جای پوست را گرفت. این صنعت در سده پنچم هجری از عراق به شام رفت و در آنجا نیز تحولی شگرف به وجود آورد.
این صنعت از طریق مصر و اندلس به اروپا رسید و نخستین کارخانه کاغذ سازی در ایتالیا در سده سیزدهم میلادی تاسیس شد.
انتقال علوم و جذب دانشمندان به جهان اسلام
منبع اصلی علوم عقلی که به جهان اسلام راه یافت، یونان و محفل علمی آن بود. بخش دیگری از علوم هم از اسکندریه(در مصر) به مسلمانان رسید.
علومی که مسلمانان از یونانیان فراگرفتند عبارت بودند از ریاضی، نجوم، پزشکی و علوم طبیعی.
اولین برخورد و آشنایی در این زمینه نه از راه ترجمه بلکه از طریق پزشکان انجام گرفت. پزشکانی که در زمان فتوح در سرزمین های یونان می زیستند. با انتخاب دمشق به پایتختی حکومت، تماس با دانشمندان یونانی به مراتب آسان تر شد. بخشی از علوم هم از هند به جهان اسلام راه یافت.
یکی دیگر از مراکز علمی که از طریق آن علوم گوناگون به قلمرو تمدن اسلامی وارد شد، گندی شاپور بود که در زمان حکومت انوشیروان، مدرسه و بیمارستانی ساخته شده بود و در آن جا پزشکان و دانشمندان متعددی از کشورهای مختلف به کار اشتغال داشتند. یکی از دلایل رشد گندی شاپور، ورود نسطوریان به این شهر است.
به دستور انوشیروان، برخی از کتاب های افلاطون و ارسطو به زبان به پهلوی ترجمه شد. پس از فتح ایران به دست مسلمانان، انتظار ترجمه از فارسی به عربی امری طبیعی بود. بطور مشخص در عصر خلافت عباسی، کتبی از پهلوی به عربی ترجمه شد. یکی از متاب ها زیج شهریار است که بوسهل بن نوبخت آن را به عربی ترجمه کرد که از منابع مهم تکمیل دانش نجوم اسلامی بود.
در حوزه علوم طبیعی یکی از مهمترین دانش ها، داروشناسی بود که از یونان به دنیای اسلام راه یافت. کتاب دیسقوریدس، دانشمند اهل آسیای صغیر، که به نام حشائش یا الهیولی فی طب، به عربی ترجمه شد، نزد یونانیان از اهمیت شایانی برخودار بود.
نهضت ترجمه
پس از آنکه اوج دوران فتوح سرکش کرد وقلمرو حکومت اسلامی ثبات یافت و مسلمانان از تدوین اساسی علوم اسلامی فراغتی نسبی یافتند در پرتو اهتمام و سیاست های تشویقی برخی از خلافای عباسی، توجه مسلمانان کم کم به طرف علوم و صنایعی جلب شد که عمدتا درد اختیار تمدن های غیر مسلمان قرار داشتند. منبع اصلی این توجه آیات قرآن و احادیث بسیاری بود که مومنان را به کسب علم و فن ترغیب می کرد.
آنچه بیش از همه در فراهم آوردن شرایط این حرکت اهمیت داشت فتوحات مسلمانان بویژه قلمرو ساسانیان و بخشی از روم شرقی بود.
با غلبه اسکندر که یونانی مابان در این سرزمین ها شکل گرفته بودند، مسلمانان با آن ها به مبادلع فرهنگی پرداختند که بعدها آن دوره را عصر نهضت ترجمه نامیدند. این نهضت اگر چه در عصر بنی امیه آغاز شد اما در عصر بنی عباس تاثیر اصلی خود را بر جای نهاد.
از زمان حکومت منصور، دومین خلیفه عباسی (136 – 158 ق) اقدامات مهمی در زمینه ترجمه علوم بیگانگان به دو روش تحت اللفظی و معنایی صورت گرفت. در این دوره، نخستین ترجمه ها از فارسی به عربی بود. مترجمان این آثار زرتشتی زادگان نومسلمان بودند. ترجمه چند کتاب ادبی از جمله کلیله و دمنه به دست عبد الله ابن مقفع از این جمله است.
در این دوره حنین ابن اسحاق مشهور به شیخ المترجمین، پزشک حاذق نسطوری مذهب که به زبان های سریانی و عربی و پهلوی و یونانیئتسلط داشت.
دوره هارون الرشید (با همت یحیی بن خالد برمکی) – دوره مامون (دوره مباحث کلامی) – دوران پس از مامون(دوران متوکل عباسی – حنین ابن اسحق) سه دوره عمده ترجمه در این مقطع بودند.
سبب اصلی خاموش شدن نهضت ترجمه را می توان عدم ارائه مطالب تازه دانست.
مراکز علمی:
نخستین مرکز، بیت الحکمه نام داشت که در بغداد ساخته شد. محل تجمع دانشمندان، پژوهشگران بویژه مترجمان شایسته بود. این مرکز نخستین کتابخانه مسلمانان در بغداد بود که در زمان هارون الرشید پایه گذاری شد.
دومین مرکز، دارالعلم ها بودند. دارالعلم ها کتابخانه های عمومی به حساب می آمدند.
نظامیه ها که در نیمه دوم سده پنجم هجری توسط نظام الملک ساخته شدند مدارسی برای تدریس بودند.
مساجد از فراگیرترین مراکز آموزش بودند. بویژه مساجد جامعی مانند جامه بصره و ...
بیمارستان های جهان اسلام که مارستان هم نامیده می شد ضمن درمان بیماران، مراکز آموزش پزشکان هم بودند.
رصد خانه ها هم از مراکز مهم علمی بودند مانند رصد خانه مراغه و سمرقند
ربع رشیدی و شنب غازان هم دو مرکز مهم علمی آن دوران بودند.
شکوفایی علوم در تمدن اسلامی:
در میان دانشمندان اسلامی که به بررسی موضوع طبقه بندی علوم پرداختند توجه به آرای دو نفر حائز اهمیت است: ابونصر فارابی (329 ق) و محمد بن یوسف خوارزمی (387 ق). فارابی نخستین دانشمند اسلامی است که به طبقه بندی علوم توجه ویژه ای داشت. او با نگاه خاص فلسفی خود در کتاب احصاء العلوم، علوم را طبقه بندی کرد. علم زبان، منطق، ریاضیات، علوم الهی و طبیعی، حکمت عملی یا اخلاقی.
از نظر خوارزمی برخی از علوم خود هدف اند و برخی دیگر وسیله ای برای رسیدن به هدف. و علوم اول بر دومی برتری دارد. او در مفاتیح العلوم، علوم را به دو دسته علوم شرعی و علوم عجمی یا بیگانه تقسیم نمود.
-
ریاضیات
در جریان نهضت ترجمه، آثار بسیاری از ریاضی دان های یونانی به عربی برگردانده شد.
مهمترین اثر یونانی که در این دوران به عربی ترجمه شد و بر آن شرح هایی نوشته شد کتاب اصول نوشته اقلیدس بود.
نقش در هم آمیزنده ریاضیات اسلامی بین مکتب های ریاضی شرق و غرب، یعنی بین ریاضیات یونان و هند از ارزنده ترین دستاوردهای ریاضیات اسلامی برای نوع بشریت بود.
اصلاح دستگاه عدد نویسی هندی با تکمیل حساب دستگاه اعشاری آن، ابداع کسرهای اعشاری، بوجود آوردن مفاهیم جدید در تئوری اعداد، بوجود آوردن علم جبر، کشفیات مهم و جدید در دانش مثلثات و نیز علم کره ها و ابداع روش های گوناگون برای یافتن پاسخ های عددی معادلات درجه دو و سه.
مسلمانان با کمک کتاب محمد خوارزمی با نام الجمع و التفریق بالحساب الهند با شیوه عدد نویسی هندی آشنا شدند. این کتاب، کهن ترین کتاب است که در عالم اسلام درباره علم حساب نوشته شده است. امروزه فقط ترجمه لاتین آن باقی مانده است. این کتاب نخستین کتاب حساب است که از عربی به لاتین ترجمه شده است. خ.ارزمی در پدید آمدن علم جبر نقش اساسی داشته است. کتاب الجبر و المقابله
نقش خیام در حل معادلات درجه سه به عنوان فردی که برای نخستین بار به تحقیق در حل این گونه معادلات پرداخت بسیار در خور توجه است. در عین حال، ریاضی دانان اسلامی نخستین کسانی هم هستند که جبر را به علم هندسه وارد کردند.
ابوالفا بوزجانی نخستین کسی بود که اعداد منفی را تحت عنوان دِین بکار برد.
خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب القطاع از هندسه و مثلثات سخن رانده است.
از سایر ریاضی دانان مشهور مسلمان می توان به احمد بن عبدالله مروزی، ابوالعباس فضل، سه برادر مشهور به بنو موسی، ابوالحسن ثایت، محمد بن حسین صاغانی خراسانی و ... نام برد.
-
نجوم
در زمینه نجوم اسلامی، دانسته های دانشمندان اسلامی از ترجمه آثار نجومی یونانی و به ویژه نوشته های بطلمیوس آغاز شد و با نوشتن شرح هایی بر نوشته های او ادامه یافت. به دنبال آن ایرادهایی بر نوشته های بطلمیوس گرفته شد. این نظریه های دانشمندان اسلامی به نظریه های پیش کوپرنیکی مشهور شده اند.
مهمترین دانسته های نجومی از ترجمه کتاب نجومی بطلمیوس، مجسطی به دست آمد. مطالعه مجسطی در عالم اسلام باعث به وجود امدن مکتبی شد که عمده کار آن رصد ستارگان و تهیه جدول های نجومی که به آن، زیج گفته می شود بود.
یکی از مهمترین داده های نجومی تعیین طول سال شمسی بود. رصدهای گوناگون برای زیج ها سبب بوجود آمدن اصطلاح تقویم اعتدالین شد. یعنی افزایش طول دایره البروجی ستارگان برای حرکت گردنایی زمین در طول سالیان به اندازه 50 ثانیه قوسی در سال بود. جابربن عبدالله بتانی مقدار تقویم اعتدالین را 2/50 ثانیه قوسی محاسبه کرد.
بر اساس تئوری زمین مرکز بطلمیوس زمین در مرکز جهان قرار داشت و دو ستاره نزدیک به زمین یعنی عطارد و زهره، در درجاتی معین از خورشید دور می شدند .و مسیر 360 درجه را بر روی دایره البروج طی نمی کردند. در نظریه زمین مرکزی بطلمیوس، چنین تصور می شد که این دو سیاره بر روی خطوطی خاص که از مرکز خورشید خارج شده و مرکز آن ها را در بر می گرفت هماهنگ با خورشید به دور زمین در حرکتند.
رصدهای دقیق دانشمندان مسلمان، بذر تردید در این نظریه را کاشت. از مهمترین این بررسی ها شرحی است که ابن سینا بر مجسطی نوشته است. و در سده هفتم هجری در بازنویسی ای که خواجه نصیر الدین طوسی از مجسطی تهیه کرد وارد شد. بر اساس این نوشته طوسی، ابن سینا نوشته است که سیاره زهره را همچون خالی بر سطح خورشید دیده است. یعنی عبور آن از سطح خورشید ناممکن است. خواجه نصیر ایرادات عمده ای بر نظریه زمین مرکزی بطلمیوس گرفته است و آن، موضوع ترتیب چرخش ستارگان به دور زمین بر خلاف نظر بطلمیوس است. این تردید را طوسی در شرقی ترین قلمرو اسلام و بطروجی اشبیلی، ستاره شناس مسلمان اندلسی در غربی ترین نقطه همین تمدن مطرح کرده اند.
ابن هیثم در الشکوک علی بطلمیوس و ابوریحان بیرونی در قانون مسعودی از کتاب مجسطی بطلمیوس انتقاد کرده است.
فیزیک و مکانیک:
دانش مکانیک نزد مسلمانان علم الحیل نامیده می شد.
در دوره خلفای بزرک عباسی در بغداد، بسیاری از آثار یونانی و گاهی سریانی به عربی ترجمه شد که از جمله کتاب پنوماتیک نوشته فیلون بیزانسی (بوزنطی) و مکانیک نوشته هارون اسکندرانی و رساله ای از ارشمیدس درباره ساعت های آبی.
نخستین مهندسان عالم اسلام سه برادر به نام های احمد و محمد و حسن، فرزندان موسی بن شاکر، مشهور به بنوموسی، بودند. کتاب الحیل بنوموسی نخستین اثر مدون شناخته شده در زمینه مکانیک در جهان اسلام به شمار می رود. در این کتاب وستگاه هایی مانند انواع فواره های خودکار، ساعت های آبی، انواع بالابرهای آب و چرخ های چاه، آفتابه های خودکار و وسایلی مانند این می باشند. این سه برادر پانصد سال پیش از اروپا، و برای نخستین بار، میلنگ را بکار بردند.
جزری از مهندسان نامدار سده ششم و هفتم بود که رئیس الاعمال(رئیس مهندسان) نامیده می شد. کتاب او فی معرفه الحیل الهندسیه... معروفترین کتاب مکانیک و هیدرولیک در سده های میانی بود. وی در رسم فنی هم مهارت داشت.
عبدالفتح عبدالرحمن خازنی هم از مهندسان معروف اسلامی است که در زمینه هیدرولیک، ایستاب شناسی(هیدرواستاتیک)، گرانیگاه، تعادل اجسام، وزن مخصوص، چگالی و ... تبحر داشت.
ابن هیثم بصری، جیانی قرطبی هم از مهندسان نامدار مسلمان بودند.
ابوریحان بیرونی وزن مخصوص پنج ماده و کانی را بر اساس معیارهای قرن بیستمی به دست آورده بود.
بررسی آرای چند تن از دانشمندان مسلمان درباره پرتابه ها، نوشته های شهاب الدین بن فضل الله العمری، ابن ارنبخاء و حسن الرماح ما را با دنیای عجیب سلاح های آتشین آشنا می سازد.
طب:
علم طب از نخستین دانش هایی است که بین مسلمانان رواج یافت. اهمیت این علم به حدی بود که علم ابدان در ردیف علم ادیان قرار گرفت.
کلی ترین دانسته های نظری پزشکی به ویژه از راه ترجمه آثار دانشمندان یونانی و از همه مهمتر بقزاط و جالینوس به دست مسلمانان رسید.
بیماری های که در بخش های گوناگون الحاوی، نوشته رازی، بررسی شده بسیار بیشتر از آن چیزی است که در آثار جالینوس، بقراط و دیگر پزشکان یونانی آمده است.
یکی دیگر از آثار برجسته در علم پزشکی اسلامی کتاب قانون ابن سینا است. در تمام دوران پزشکی غرب، هیچ کتابی که چنین جامع و مانع و دانشنامه گونه مبادی و موضوعات پزشکی را در برگرفته باشد به وجود نیامده بود. بی دلیل نبود که قانون به سرعت و بعد از ترجمه آن به لاتین مورد توجه دانشمندان غرب واقع شد.
مهمترین دستاوردهای پزشکی جهان اسلام هنگامی به دست آمد که چند تن از پزشکان اسلامی توجه خود را به ناهماهنگی ارای جالینوس با یافته های خود ابراز داشتند.یکی از نخستین این ایرادها را ابونصر فارابی بیان داشت. وی در مورد ترتیب ساختاری اعضای بدن نظر ارسطو را تائید کرده است نه جالینوس را.
رازی هم به آثار جالینوس ایرادهای وارد آورد. که مهمترین آن در مورد دیدن، شنیدن بود که برخلاف نظریه جالینوس که نور از چشم به اجسام می رسد تا دیده شود، نظریه رسیدن نور از اجسام به چشم را بیان داشت.
مهمترین نقد آرای پزشکی جالینوس در جهان اسلام توسط ابن نفیس دمشقی در سده ششم هجری مطرح شد. به همین دلیل وی به جالینوس عرب شهرت یافت. ابن نفیس در دو اثرش، شرح تشریح قانون، شرحی که بر کتاب های اول تا سوم قانون نوشته شده است، و شرح قانون، که بطور کلی بر موضوعات طرح شده در قانون نوشته است، کشف خود موسون به گردش ریوی خون را شرح داده است که تنها در سده بیستم دانشمندان با این کشف آشنا شدند.
این کشف او سه سده پیش از آنکه میگل سروتو، پزشک ایتالی سده شانزدهم، آنرا شرح دهد بطور شفاف توضیح داده شد.
در شاخه های علوم وابسته به پزشکی، مهمترین سهم در ارائه پژوهش های اصیل و مبتکرانه متعلق به چشم پزشکی است. از بین چشم پزشکان اسلامی، دو نفر به نام های حنین بن اسحاق ، مولف العشر مقالات فی العین و دیگری علی بن عیسی مولف تذکره الکالحین نقش اساسی داشتند.
در کتاب الحشایش دیوسکوریدس خواص دارویی پانصد گیاه و در کتاب الحاوی رازی هفتصد گیاه دارویی و در کتاب الجامع المفردات الادویه و الاغذیه 1400 گیاه دارویی بررسی شده است.
کیمیا:
موضوع کیمیاگری تبدیل مواد در حضور عاملی روحانی بود که غالبا حجر الفلاسفه نامیده می شد.
مهمترین مجموعه کیمیا مربوط به جابر بن حیان است که نه تنها در جهان اسلام بلکه در مغرب زمین نیز بزرگترین حجت در کیمیا به شمار می رود. با ظهور جابر، کیمیا در نزد مسلمانان از صورت ((صنعت زر خرافی)) به صورت ((دانش تجربی ازمایشگاهی)) درآمد.به نظر او دست یافتن به اکسیر از طریق جوشاندن و تقطیر طلا در مراحل خلوص گوناگون تا هزار بار مقدور است.
بعد از جابر، محمد بن زکریای رازی معروف ترین کیمیاگر جهان اسلام بود. رازی، با انکار تاویل روحانی، از جنبه رمزی کیمیا چشم پوشی کرده و آن را بصورت شیمی درآورده است. بر این اساس کتاب های رازی نخستین کتاب هایی است که در علم شیمی نگاشته شده است. مانند کتاب سر الاسرار
ابوالحکیم محمد بن عبدالملک صالحی خوارزمی و ابوالقاسم عراقی، عبدالله ابن علی کاشانی از دیگر شیمی دان ها هستند.
آخرین ستاره درخشان در عالم کیمیا در عالم اسلام، عزالدین جلدکی است.
فلسفه:
در جهان اسلام فلسفه به دو بخش تقسیم می شد:
1.فلسفه مشائی؛ (راه رونده) منسوب به ارسطو است. چرا که ارسطو و شاگردان او بحث های فلسفی خود را هنکام راه رفتن انجام می دادند. در فلسفه مشایی اساس بحث استدلال و اعتبار عقل است.
2.فلسفه اشراق؛ فلسفه مشرق زمین و فلسفه رایج میان حکمای ایرانی بوده است که شیخ شهاب الدین سهروردی احیاگر آن است.بنیاد آن بر کشف و شهود یعنی کنار رفتن پرده از حقایق و دیدن آشکار آن با درک و دریافت درونی است.
ابویوسف یعقوب ابن اسحاق کندی (260 ق) اولین فیلسوف مسلمان بشمار می رود. ((فیلسوف العرب)). کوفه در سده دوم و سوم هجری کانون مطالعات علوم عقلی بود. کندی نخستین کسی بود که بین دین و فلسفه آشتی برقرار کرد و مسیر را برای فارابی، این سینا و ابن رشد و ... هموار ساخت.
دیگر فیلسوف بزرگ در قرون اولیه عالم اسلام محمدبن زکریای رازی است. او قایل به اصالت عقل بود و به نیروی آن بی اندازه تکیه می کرد.
پس از رازی، بزرگترین فیلسوف مسلمان که در تاریخ علوم عقلی بویژه در تایید فلسفه افلاطون و ارسطو و نزدیک کردن آن دو به هم، به پیروی از افلاطونیان جدید و منطبق ساختن مبانی حکمت در اسلام مقامی شامخ دارد، ابونصر فارابی است که بدرستی لقب معلم ثانی به او داده شده است. او بر این باور بود که فلسفه اساسا یک مفهوم واحد است که هدف آن جستجوی حقیقت است. از این رو حقیقا دینی و حقیقت فلسفی با هم هماهنگی دارند.
ابن مسکویه و ابن سینا هم از فلاسفه معروف دیگرند.
ابن سینا به عنوان بزرگترین فیلسوف اسلامی، دارای نظام فلسفی استوار و درخشان است. ویژگی مهم و برجسته او، نه تنها در جهان اسلام بلکه در قرون وسطی مغرب زمین شخصیتی یگانه ساخته این است که توانستهاز برخی مفاهیم اساسی در فلسفه بطور مستدل تعریفی خاص و منحصر به فرد عرضه کند.
اخوان الصفا هم از گروههای سری و فلسفی سده چهارم هجری بودند که در بصره شکل گرفته بودند. از جمله زید ابن رفاعه، ابوالعلاء معری، ابن راوندی و ابوحیان توحیدی
ابوحامد غزالی که مهمترین اثر او احیاء علوم الدین است به دفاع از اندیشه های دینی در مقابل آرای دیگر فلاسفه پرداخته است.
عمر خیام هم از شخصیت های دیگری است که اندیشه های نزدیک به اندیشه های اخوان الصفا دارد.
سهروردی معروف به شیخ اشراق، خواجه نصیر الدین طوسی میرداماد استر آبادی و میرفندرسکی از فیلسوفان بنام دیگر بودند.
ملاصدرای شیرازی معروف به صدر المتالهین بزرگترین فیلسوف سده یازدهم هجری در زمینه فلسفه اشراق بود. ملاصدرا آرای خود را در نهضت بزرگ و تمام عیار فلسفی به نام مکتب فلسفی تهران به یادگار گذاشت که هنوز هم جریان دارد.
منطق:
منطق، دانش قواعد درست اندیشیدن و درست استدلال کردن و نتیجه گرفتن است. در این دانش با اینکه مسلمانان از منطق ارسطویی الهام می گرفتند اما به ندرت تحت تاثیر آن بودند.
برای نخستین بار در جهان اسلام ابن مقفع، دانشمند ایرانی، به ترجمه عربی معقولات، عبارات و قیاس مبادرت ورزید و مترجمان دیگر هم رسائل منطقی را ترجمه کردند. کندی، فارابی، ابن سینا، بهمنیاربن مرزبان و حکیم لوکَری در این زمینه فعالیت کردند.
ابن تیمیه هم از منطقیون بزرگ اسلامی بود. پس از ابن تیمیه، ابن خلدون به عنوان نقاد بزرگ منطق ارسطویی مطرح شد.
با ظهور صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) در سده یازدهم فعالیت فکری و عقلی در جهان اسلامی به اوج خود رسید. ملاصدرا در فصول مقدماتی کتاب الاسفار، به پیروی از مشائیان علوم را تقسیم کرده و از منطق نیز سخن رانده است.
تاریخ:
مهمترین مایه ترغیب مسلمانان به تاریخ و تاریخ نگاری، آموزه های قرآن و حدیث بود. مسلمانان نخست به موضوع سیره و مغازی پیامبر پرداختند و سپس به موضوعات دیگر.
از نخستین تاریخ نگاران مسلمان باید به ابومِخنَف (157 ق) اشاره کرد. او مولف تاریخ های تک موضوعی است.
ابن اسحاق(150 ق) نخستین کسی است که به نگارش تاریخ نبوی پرداخت. واقدی کتاب معروف المغازی را درباره جنگهای پیامبر اعظم(ص) نوشته است. ابن سعد، شاگرد واقدی، کتاب الطبقات را مشتمل بر شرح احوال پیامبر(ص)، صحابه و تابعین نوشت.
بلاذری، فتوح البلدان و انساب الاشراف را از خود بر جای گذاشت.
در سده هفتم با موخان بزرگی مواجه می شویم. ابن اثیر کتابهاب الکامل فی التاریخ و اسد الغابه را نوشت. ابن خلکان رساله مهم وفیات الاعیان را نگاشت.
در سده هشتم، ابن ابی زرع روض القرطاس را در تاریخ مغرب و ابوالفدا کتاب المختصر فی اخبار البشر را نوشت.تقی الدین فارسی و مقریزی هم از تاریخ نگاران مشهور بودند.
کهن ترین کتاب تاریخی که به زبان فارسی نوشته شده است تاریخ بلعمی نوشته ابوعلی بلعمی(352 ق) است.
مهمترین دوران تاریخ نگاری در ایران در دوره مغول یعنی از سده هفتم به بعد است.مهمترین کتاب تاریخی در این دوره تاریخ جهانگشای جوینی نوشته عطاملک جوینی، طبقات ناصری نوشته جوزجانی و ... می باشد.
پس از ترکمانان و با استقرار دولت صفوی، تحول مهمی در تاریخ نگاری به زبان فارسی رخ داد و آن تاریخ نگاری بر اساس تفکر شیعی بود. صفه الصفا نوشته ابن بزاز، تاریخ عالم آرای عباسی نوشته اسکندر بیک و ...
جغرافیا:
مهمترین منبع مسلمانان درباره جغرافیای هندی، از طریق کتاب سوریا سدهانته، که در زمان منصور عباسی از سنسکریت به عربی ترجمه شد، به دست آمد.جغرافیای یونانی هم از ترجمه آثار بطلمیوس و دیگر دانشمندان یونانی به مسلمانان انتقال یافت.
جغرافیای علمی در فرهنگ اسلامی از زمان منصور عباسی آغاز به ویژه در دوران خلافت مامون تشویق شد. در عصر خلافت مامون جغرافیا بسیار پیشرفت کرد؛ اندازه گیری یک قوس کره زمین، تهیه جداول نجومی و نقشه های مختلف جغرافیایی.
سده سوم هجری دوران نوآوری و پیشرفت دانش جغرافیا در تمدن اسلامی است. چرا که هم آثار بطلمیوس وارد عرصه شد و هم نمونه های گوناگون جغرافیایی به وجود آمد.
ابن خرداد، یعقوبی، ابن فقیه همدانی، مسعودی و ...
ادبیات عرب:
از آغاز گسترش اسلام، ادبیات عرب بویژه شعر مورد توجه قرار گرفت. عبدالله بن رواحه، کعب بن مالک، حسان بن ثابت و ... از شاعران معروف بودند.
شعر مذهبی به طور عام و شیعی به طور خاص با هاشمیات کمیت(126-60 ق) به مکتبی استوار تبدیل شد. مهمرتین شعر دینی او چهار قصیده است که به هاشمیات معروف شد.
در زمان بنی امیه شعر و شاعری به دلیل سیاسی (سب اهل بیت(علیهم السلام)) مورد توجه قرار گرفت. از شاعران این دوره فرزدق، اخطل و جریر بودند.
در دوران عباسی، شعرای شیعه از جمله سعید حِمیَری و دعبل فعال شدند. رشته اصلی شعر دینی توسط شریف رضی به اوج رسید و توسط مهیار دیلمی دنبال شد.
ادبیات فارسی:
سده چهارم و نیمه نخست سده پنجم هجری دوره پیدایش و اوج ادب فارسی به شمار می آید. علت اساسی این پیشرفت و رواج روزافزون شعر در این دوره تشویق بی سابقه شاعران و نویسندگان از سوی شاهان بوده است.
بخارا مهمترین مرکز ادبی ایران در سده چهارم بود.
علوم اسلامی:
قرائت:
علم قرائت از مهمترین علوم اسلامی است.در واقع پایه گذار قرائت قرآن خود پیامبر اعظم(ص) است.پس از علی ابن ابیطالب(ع)، عبدالله ابن مسعود و ائمه اطهار(ع) نخستین کسی که قرآن را با الحان متداول در سده اول قرائت کرد، شخصی به نام عبیدالله ابن ابی بکره ثقفی بود.
در حین فتوحات اسلامی مسلمانان در هر یک از بلاد و کشورهای اسلامی قرائت یکی از قاریان مشهور را پذیرفتند که مشهورترین آنها ((قراء سبعه)) پدیدار شد.
نخستین کسی که قرائتها را در یک کتاب جمع آوری کرد، ابوعبید قاسم بن سلام بود.
قرائت کنندگان هفتگانه به قرن دوم هجری تعلق داشتند: نافع بن عبدالرحمن – عبدالله بن کثیر – ابوعمربن العلاء – عبدالله بن عامر – عاصم ابن ابی نجود – حمزه بن حبیب – کسایی ابوالحسن علی بن حمزه
در سده ششم در ایران، عالم بزرگ قرائت، ابوالفضل محمدبن طیفور سجاوندی غزنوی صاحب کتاب الموجز ظهور کرد.
تفسیر:
ظهور مرحله تدوین تفسیر در اواخر عهد بنی امیه و اول عهد بنی عباس یعنی در سال 133 ق و آغاز تفسیر همزمان با تدوین حدیث بوده است.
به نظر بسیاری از اهل سنت و شیعه سعید بن جبیر نخستین تدوین کننده تفسیر به شمار می رود.
تفسیر امام علی (ع) را باید آغاز تفسیر عقلی از قرآن کریم دانست. این روش در حقیقت همان سیاقی است که کتاب خدا به اهل ایمان می آموزد. اوج رشد این مکتب تفسیر از زمان امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) بود.
در سده پنجم، التبیان فی تفسیر القرآن اثر محمد بن حسن طوسی به نگارش درآمد که نخستین تفسیر شیعی است که به سبک عقلی و اجتهادی تالیف شد.
تفسیر المیزان نوشته محمد حسین طباطبایی با روش تفسیری ((قرآن به قرآن)) است. که مشهورترین تفسیر در سده اخیر است.
حدیث:
در میان فرقه های اسلامی در موضوع نگارش حدیث، از آغاز اختلاف نظر وجود داشت. در حالی که شیعیان از همان زمان به اهمیت حدیث پی برده و با کتابت آن به حفظ این میراث تاریخی اقدام کردند اهل سنت تا نیمه دوم سده دوم هجری مجموعه مدونی از احادیث را نداشتند.زیرا خلیفه دوم کتابت حدیث را نهی کرده بود.
نخستین کتاب حدیث از آن امام علی (ع) بود که در حقیقت املای پیامبر(ص) بوده است. از عهد امیرالمومنین(ع) تا عهد امام حسن عسکری(ع) در نیمه سده سوم هجری، چهارصد کتاب حدیث تالیف شد.
از سده چهارم هجری، علمای شیعه با نگارش چهار کتاب مهم حدیث گام بزرگی در این راه برداشتند که عبارتند از الکافی نوشته ی محمدبن یعقوب کلینی – من لا یحضره الفقیه محمد بن قمی معروف به شیخ صدوق – کتاب های تهذیب و استبصار نوشته محمد بن حسن طوسی
فقه شیعه:
نظام فقهی شیعه از آغاز تاکنون دوره های مختلفی را پشت سر گذاشته است؛
1.دوره ائمه(ع): در این دوران مرجع اصلی احکام شرعی و فقه و اجتهاد، امامان علیهم السلام بودند. وجود گرایش های مختلف در مسائل علمی به ویژه کلامی در پیروان و اصحاب ائمه، مانند گرایش متکلمان، محدثان، اثبات یا انکار عصمت یا علم غیب ائمه، بحث پیرامون علم امام از ویژگی های این دوره است.
2.آغاز تدوین فقه: در این دوره سه گرایش عمده در جامعه شیعی دیده می شود؛ گرایش اهل حدیث که به شدت با اجتهاد مخالف بودند و فقه را در حدیث و نقل آن خلاصه می کردند.مانن کلینی و بابویه قمی(شیخ صدوق). گرایش دوم اجتهاد در فقه است که ابن ابی عقیل عمانی و ابن جنید اسکافی آن را رهبری می کردند. گرایش دوم فقه متکلمان است شیخ مفید شاخصترین چهره این فقه است.
3.دوره تلفیق: در این دوره ابوجعفر محمد بن حسن طوسی تلفیقی از گرایشات اهل حدیث و متکلمان را در فقه پدید آورد و کوشید تا با حفظ چهره تعقلی فقه، اعتبار احادیث را اثبات نماید.
قطب الدین راوندی و ابن شهر آشوب از دیگر چهره های مکتب تلفیق هستند.
4.دوره نقد مکتب تلفیق: در این دوره دسته ای از فقها از جمله ابن ادریس حلی تلاش نمودند تا مکتب فقهی متکلمان را احیا کنند لذا به نقد مکتب تلفیق پرداختند.
5.دوره تکامل مکتب تلفیق: محقق حلی و شاگرد بزرگ او علامه حلی، در این دوره مکتب تلفیق را تهذیب و تکمیل کردند.
6.دوره شهید اول: شهید اول در جریان تکامل فقه شیعی کوشید تا قواعد و اصول کلی برای فقه شیعه بیابد تا بدون نیاز به مکاتب فقهی اهل سنت، هویتی مستقل داشته باشد.
7.فقه دوره صفوی: الف)فقه محقق ثانی: نقش او در نکته خلاصه می شود؛ استوار ساختن استدلال های قوی فقهی و توجه به مسائل حکومتی. ب) فقه مقدس اردبیلی: ویژگی مهم تحقیقهای او این بود که بی توجه به آرا و نظریات گذشتگان تنها بر اجتهاد تحلیلی و اندیشه خویش اتکا داشت. ج)فقه اخباری: نهضت اخباری که در سده پنجم توسط متکلمان سرکوب شده بود در سده یازدهم توسط محمدامین استر آبادی دوباره تجدید حیات یافت.
8.احیای اجتهاد اصولی: وحید بهبهانی که از نوابغ فقه در سده دوازده هجری است که با تلاش های خود با اخباری گری مقابله کرد و شیوه اجتهاد عقلانی را احیا نمود.موفقیت مهم وحید، افزون بر این حرکت تربیت شاگردانی است که ر استحکام ستاوردهای وی تلاش فراوانی کردد از جمله؛ بحر العلم، شیخ جعفر کاشف الغطاء، ملا احمد نراقی و حسنبن جعفر اشف الغطاء
9.دوره شیخ انصاری: نابغه بزرگ سده سیزدهم هجری، مبتکر روش های دقیقی در فقه و اصول فقه بود که موجب شد چهره فقه به کلی دگرگون شود.
مهمترین فقهای این دوره میرزای شیرازی، محمد کاظم خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، محمد حسین نائینی، عبدالکریم حائری یزدی، سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم موسوی خویی و امام خمینی می باشند.
از فقیهان و اصولیان نامدار معاصر و صاحب مکتبی که شاید بتوان او را یکی از نخستین عالمان شیعی دانست که با استفاده از دانش و روش سنتی اجتهاد سعی در معرفی و نهادینه کردن برخی از مفاهیم حقوق اساسی داشته و به فقه دولت همت گماشته است مرحوم میرزا حسین نائینی است. حکم به وجوب استقرار مشروطیت یا پاسخ گویی مالیات گیرندگان در مقابل مالیات دهندگان از این دست مسائل می باشد.
از دیگر معاصرانی که به فقه دولت در چهارچوب فقه سنتی توجه شایانی کردند، امام خمینی بود که در کتاب ولایت فقیه یا حکومت اسلامی نظریه ولایت فقیه را رفعت بخشید و آن را عملی ساخت.
شهید سید محمد باقر صدر هم از این گروه از فقها محسوب می شود.
فقه اهل سنت:
در میان اهل سنت فقه و تحولات آن به شش مرحله تقسیم شده است:
دوره پیامبر و دسترسی مستقیم به نص(تا 11 هجری) – دوره صحابه – دوره تابعین – دوره ائمه چهارگانه یا دوره تاسیس مذاهب فقهی (از سده دوم تا چهارم هجری) – دوره تقلید از ائمه چهارگانه (سده سوم تا چهاردهم هجری) – دوره افتتاح باب اجتهاد
نخستین مکتب فقهی اهل سنت را ابوحنیفه (مکتب حنفی) تاسیس کرد که به علت قبول حکومت و اعزام قضات حنفی به سراسر بلاد اسلامی به سرعت گسترش یافت. قاضی ابو یوسف و محمد بن حسن شیبانی از فعالان این عرصه بودند.
دومین مذهب فقهی اهل سنت به وسیله مالک بن انس (فقه مالکی) پایه گذاری شد. وی کتاب موطّأ را نوشت که در برابر آرای ابوحنیفه به ویژه استفاده از رای و قیاس فقهی، نظریات دیگری داشت.مالک نخست حدیث را نقل کرده، سپس فتوی فقهای مدینه را ذکر و آنگاه نظر فقهی خود را بیان می کند. وی معتقد بود با داشتن مستند روایی برای احکام شرعی نمی توان به رای و قیاس روی آورد.
سومین مکتب فقهی اهل سنت را ابوعبدالله محمد بن ادریس شافعی (فقه شافعی) بنا نهاد. وی تلاش کرد تا پیوندی بین مکتب حنفی و مالکی ایجاد نماید. فقه شافعی در مصر توسط صلاح الدین ایوبی ترویج شد.
چهارمین مکتب فقهی را احمد بن حنبل (فقه حنبلی) پایه گذاری کرد. فقه وی بر اساس کتاب، سنت، فتوای صحابه، قیاس، استحسان، مصالح و ذرایع شکل گرفته است.
نکته ای که در مورد فقه حنبلی وجود دارد این است که به علت مخالفت احمد با گردآوری نظریات به صورت مکتوب، در منقولات شاگردان وی، به طبع در آثار نسل های بعدی حنبلیان، آرای متفاوت و گاه متضادی از وی در موضوعات گوناگون نقل شده است.
به تدریج فقهای اهل سنت دریافتند که هیچ دلیل عقلی و نقلی متقن و معتبری بر تقلید وجود ندارد و آنان نیز می توانند بسان فقهای چهارگانه در مسائل اجتهاد کنند. توجه به آرای فقهای شیعه و اعلام جواز تبعیت از آرای فقهای شیعه مانند فقهای چهارگانه از سوی مفتی بزرگ مصر، شیخ محمود شلتوت، گام مهمی در این زمینه بود.
اصول فقه:
دانشی شامل قواعد قطعی و کلی که در راه استنباط احکام شرعی به کار می آید. علم اصول را امام محمد باقر(ع) و امام صادق (ع) بنا نهادند.
دوره معاصر این علم با ظهور شیخ مرتضی انصاری به اوج خود رسید.
کلام:
ارتباط مسلمانان با غیر مسلمانان و نیز وجود نو مسلمانان سبب بوجود آمدن دانش کلام شد. در این علم، مسلمانان کوشیدند تا با دلایل عقلی، اصول عقاید اسلامی را مستحکم تر کنند.
علم کلام از آغاز صرفا به بحث هایی در مسائل اعتقادی به ویژه توحید و مانند آن ها می پرداخت و کسی که در امور اعتقادی استدلال می کرد، متکلم خوانده می شد. خود بحث و جدل در امور اعتقادی و اصول دینی را علم کلام نامیدند.
از نخستین متکلمان می توان به حسن بصری اشاره کرد.(110 – 21 ق)
از دیگر علوم می توان به تصوف، عرفان و فتوت اشاره نمود.
هنر در تمدن اسلامی:
ایرانیان و رومیان، سده ها پیش از ظهور اسلام با هنر آشنا بودند و سنت های هنری چند صد ساله داشتند. عربستان پیش از ظهور اسلام، از نظر هنری بجز خط عربی که بالقوه آمادکی پذیرش زینت های هنری را داشت، و بعدها از سده سوم تا نهم هجری، آن زینت ها را یافت از درون مایه چندانی برخوردار نبود. شعر و سرود بیشترین هنر عرب بود.
با ظهور اسلام، هنر صنعتگران ایرانی و یونانی و مصری سوری با هم پیوند خورد و زیر فرمان اسلام به شیوه هایی مبدل شد که امروزه هنر اسلامی می نامند.
از پایان سده اول هجری فرمانروایان مسلمان، در نواحی فتح شده ساخت مسجدها و کاخ های باشکوه را آغاز نمودند.
معماری اسلامی در هیئت و شکل سه نوع بنای عمده به ظهور رسید: مسجد، مدرسه و مقبره.
مسجد جامع دمشق که (87 – 96 ق) در زمان ولید، به جای پرستشگاه ژوپیتر ساخته شد، در شمار کهن ترین بناهای اسلامی است.
کاخ هشام بن عبدالملک، مسجد جامع قرطبه، مدینه الزهرا، سوق القنادیل قبه الصخره(که در سال 69 ق، به امر عبدالملک ابن مروان در بخش شمالی مسجد الاقصی بنا شد) از بناهای قدیمی اسلامی است.
از سده چهارم هجری تا آغاز سده دهم هجری، که قیام صوفیان صفوی آغاز شد، ایران مهد هنر و هنر آفرینی در جهان اسلام بود. در معماری، نخستین بنای اصیلی که به دست ایرانیان ساخته شد، بنای آرامگاه شاه اسماعیل سامانی در بخارا بود که سرمشقی برای ساخت دیگر آرامگاه های باشکوه قرار گرفت.
غازان خان، هفتمین ایلخان مغول پایتخت خود، تبریز را به کانون دانش و هنر اسلامی مبدل کرد. او که رسما مسلمان شده بود، در جنوب تبریز شهری نو بنا کرد که مدسه های دینی و کتابخانه و بیمارستان و یک کاخ ساخت. وزیرش، رشیدالدین فضل الله همدانی که از فرهیختگان زمان خود بود، در جانب شرقی تبریز مجموعه ای به نام رَبع رشیدی مشتمل بر بناهای فرهنگی و خانه های متعدد برای طالبان علوم بنا نهاد.
از موسیقی دان های بزرگ مسلمان هم می توان به ابراهیم بن ماهان موصلی، اسحاق موصلی، ابوالحسن علی بن نافع، ابونصر فارابی، ابوعلی سینا و ... اشاره نمود.
تاثیر تمدن اسلامی در تمدن غرب:
تمدن کنونی جهان برآمده از کوشش ملل جهان در طول تاریخ است. با وجود اینکه تمدن معاصر ویژگی های کاملا متفاوتی با تمدن های دیگر ملل داشته اما در حقیقت ترکیبی از تمدن های پیشین است که مسلما سهم تمدن اسلامی در پیدایش این تمدن جدید و توسعه آن کمتر از سهم دیگر تمدن ها نیست.
انتقال علم و تمدن از قلمرو اسلامی به غرب از سه طریق انجام گرفت:
1- آمیزش مسلمانان با مسیحیان در اسپانیا، ایتالیا، سیسیل و در جنگ های صلیبی آشنا شدن با فرهنگ و تمدن اسلامی و نقاط گوناگون جهان اسلام
2- ترجمه کتب عربی به زبان های اروپایی از سده پنجم تا هفتم هجری
3- تدریس و استفاده از کتب عربی که دانشمندان مسلمان آن ها را در مراکز علمی نوشته یا ترجمه کرده بودند.
یکی از مهمترین پایگاه های آشنایی غرب با فرهنگ و تمدن اسلامی اسپانیا بود. نفوذ افکار اسلامی را در مسیحیان اسپانیا می توان از تاثیر پذیری رهبران مسیحی از اندیشه های اسلامی تشخیص داد. چنان چه گفته اند الیپندوس، اسقف شهر تولدو تحت تاثیر عقاید اسلامی الوهیت عیسی(ع) و گفت که وی بشر و فرزند خوانده خداست.
بعد از جنگ های صلیبی نهضت ترجمه کتب عربی به لاتین در اروپا آغاز شد چرا که بسیاری از آثار کلاسیک یونانی در طول زمان از دست رفته وتنها راه باز یابی آن ها استفاده از ترجمه ی عربی آن ها بود.
این ترجمه در دوره اول یعنی از زمان سیلوستر دوم، پاپ واتیکان، فقط از عربی به لاتین بود ولی از دوره دوم یعنی دوره آلفونسو به زبان های اسپانیایی و رومی هم صورت می گرفت.
گراردوی کرمونایی را باید مهمترین مترجم در جریان نهضت ترجمه از عربی به لاتین به شمار آورد.
در اوایل سده دوازدهم میلادی، مغرب زمین با ترجمه های دومینیکوی گوندیسالوی و خوان شقوبی از آثار ابن سینا، فارابی و غزالی و باورهای ارسطویی آشنایی پیدا کرد. در حقیقت مغرب زمین اطلاعات خود را در مورد ارسطو به مسلمانان مدیون است.
روش ها و باورهای ابن رشد به طور وسیعی در بین یهود شایع بود. از همین طریق بود کهدر بین مسیحیان نفوذ عمیقی یافت و این گونه باورها تهدیدی برای کلیسا به شمار رفت تا جایی که سن توماس مترجمان عرب را مورد انتقاد قرار داد و بین افکار ارسطو و شارحان آثار وی تفاوت قائل شد.
نخستین مرکز و مکتب خاور شناسی در اروپا به دستور مبلغان مسیحی در سال 648 ق در شهر تولدو دایر شد و زبان عربی و علوم دینی مسیحیت و یهودیت در آن تدریس می شد تا افرادی را برای تبلیغ در میان مسلمانان آماده کنند. بزرگترین شاگرد این مدرسه ریموند مارتین بود که اطلاعات او در مورد نویسندگان مسلمان در اروپا بی نظیر بود. ریموند مارتین مارتین کتاب مشهور تهافت الفلاسفه ی غزالی را بررسی و بخش هایی از آن را در کتابی به نام پوگوفیدی آورده است.
پیروی از فلسفه ابن رشد که در مغرب زمین به آن اروئیسم می گویند تا پیدا شدن علوم جدید یکی از عوامل بقای فلسفه در اروپا بود.
در علم پزشکی ، آثار محمد بن زکریای رازی به لاتین ترجمه شد و بارها به چاپ رسید. دیگر پزشک تاثیر گذار در اروپا، ابن سینا است. کتاب مهم پزشکی او، قانون، سال ها مهمترین کتاب پزشکی غرب به حساب می آمد.
رساله های پزشک مسلمان، زهراوی قرطبی، اساس علم جراحی کنونی در اروپا دانسته شده است.
آشنایی اروپائیان با شیوه عدد نویسی دهدهی و نیز اشکال اعداد هندی از ترجمه کتاب المختصر فی الجبر و المقابله خوارزمی بوده است. این کتاب در قرون وسطی نزد اروپائیان شهرتی فراوان داشته و تا سده شانزدهم و زمان فرانسوا ویت، ریاضی دان فرانسوی، مبنای مطالعات ریاضی دانان اروپایی بود.
آثار خیام، خواجه نصیر الدین طوسی و فارابی در ریاضیات هم از آثاری بودند که به لاتین ترجمه شدند.
آخرین ریاضی دان مسلمان که در طی قرون وسطی و پس از آن آثاری از وی به لاتین ترجمه شد، بهاءالدین عاملی، مشهور به شیخ بهایی است. کتاب او به نام خلاصه الحساب به انگلیسی، فرانسه و آلمانی ترجمه شد. پرداختن به جنبه های عملی ریاضیات از جمله طرح انواع شکل های چند ضلعی منتظم و نامنتظم، حل معادلات جبری، دستیابی به میزان خیلی دقیقی از عدد پی، روش های بدست آوردن محیط ها و مساحت ها
یکی از نخستین ستاره شناسان اسلامی که در قرون وسطی در نغرب زمین شهرت بسیاری یافت احمد بن کثیر فرغانی است که کتاب ستاره شناسی او به نام جوامع علم نجوم توسط گراردوی کرمونایی و یوهانس هیسپا ترجمه شد. این کتاب هفت سده در اروپا مرجع و مورد استفاده بود.
می توان گفت پیشرفت های جدید در علم ستاره شناسی بر اساس ستاره شناسی اسلامی و به وسیله یک یهوید اهل اسپانیا به نام پدرو آلفونسو صورت گرفت.
نخستین جایی که استادان جغرافیایی مسیحی جغرافیای اسلامی را آموختند شهر تولدو در اسپانیا بود و نخستین چیزی که یاد گرفتند کرویت زمین بود که بدون درک آن امکان کشف قاره آمریکا وجود نداشت.
یکی از اقدامات جغرافیایی دریانوردی مسلمانان، استفاده از قطب نما بود. با این که این وسیله توسط چینی ها اختراع شده بود، اما آنها چندان از آن استفاده نمی کردند. وقتی که اروپائیان از وجود کشور چین بی خبر بودند مسلمانان با این کشور روابط تجاری داشتند. اروپائیان پیش از سده سیزدهم میلادی از قطب نما استفاده نمی کردند در حالی که ادریسی، جغرافی دان و مورخ بزرگ اسلامی در نیمه سده دوازدهم میلادی از آن سخن رانده و کاربرد آن را در میان مسلمانان رایج کرده بود. سده ها پیش از آنکه واسکودوگوما بتواند از طریق راه های دریایی به مشرق زمین برسد، مسلمانان این سرزمین ها را می شناختند. وی با راهنمایی های دریانوردی مسلمان به نام احمد بن ماجد توانست از دماغه امیدنیک به سواحل آسیا قدم بگذارد.
در حقیقت راه دریایی هند و چین، پنج سده پیش از مارکوپولو، توسط یک دریانورد مسلمان ایرانی به نام سلیمان سیرافی شناخته شده بود.
کهن ترین اصطرلاب موجود که در آکسفورد نگهداری می شود در سال 984 میلادی توسط پسران ابراهیم در اصفهان ساخته شده است.
صنعت شیشه سازی و تزئین و مینا کاری بر روی آن هم از طریق مسلمانان به اروپا وارد شد.
پارچه هایی که از فسطاط، پایتخت اولیه مسلمانان در مصر، به انگلیس می بردند، فاستونی می نامیدند. در جزیره سیسیل در قصر پالرمو، مسلمانان کارخانه ابریشم بافی تاسیس کردند که مدتها پارچه ای نفیسی به سراسر اروپا صادر می کرد.
اولین کارخانه کاغذ سازی در اروپا توسط مسلمانان در سیسیل و اسپانیا ساخته شد و بعدا در ایتالیا آن را ادامه دادند.
در دوره جنگ های صلیبی که میان مسلمانان و مسیحیان تماس بیشتری برقرار بوده است، صنایع و هنرهای زیادی از طریق مسلمانان وارد اروپا شد. یکی از مشهورترین جام های اسلامی که صورت انسانی بر آن نقاشی شده، جامی است که در گنجینه ی لوور فرانسه موجود است و معروف به جام سن لوئی است که مدت ها در فرانسه کودکان را با آن غسل تعمید می دادند.
ایرانیان و اعراب، مخترع و کامل کننده ادوات موسیقی بودند. فارابی از نویسندگان موسیقی و مخترع رباب و قانون بود. در آغاز سده سوم هجری، مسلمانان نی را اختراع کردند. البیاض و ابوالمجد در سده پنجم هجری ارغنون را ساختند و صفی الدین عبدالمومن، سنتور چهارگوش را اختراع کرد.
سلام. روزی که پدرانمان انقلاب کردند، عده ای گفتند انقلاب کردیم و تمام شد. اما امروز من از نسلی هستم که می گوید انقلاب کردیم تا انقلاب کردن را آغاز کنیم. نسل ما در ثانیه ها، در واژه ها، در مرزها، در ذهن ها و در قلب ها انقلاب خواهد کرد تا مبادا نظام سلطه لحظه ای آرام گیرد. من و قلم و نسل من آمده است تا بگوید پایان تاریخ در دست های ماست...