عبور از خط قرمز
مدیریت فرهنگی در دوره سی و سه ساله بعد از پیروزی انقلاب عمدتا رویکردی مقطع نگر داشته است که عملا جمع شدن آن با عدالت را غیرممکن ساخته است.
نگاهی به فراز و فرودهای فرهنگی در سی و چند سال گذشته نشان می دهد که جز دوران دفاع مقدس،سایر مقاطع شدیدا گرفتار فقر معنایی و محتوایی بوده و درجا ماندگی یا عقب نشینی عمده ترین بازخوردهای فرهنگی این دوران می باشد. که این دقیقا مغایر با آنچیزی است که رهبر انقلاب فرموده اند. یعنی اینکه در عرصه فرهنگی باید تهاجمی عمل کرد.
اگر محافظه کاری ها، تعارفات و خطوط قرمز خودساخته را کنار بگذاریم باید اذعان کنیم که مساجد، نمازهای جمعه، مدارس و حوزه ها، مراکز فرهنگی، دانشگاهها و … امروز در دست کارمندان فرهنگی گرفتار نوعی روزمرگی شده اند که با احوال و اوضاع کنونی نمی توان انتظار حرکتی سازنده از آنها را داشت. زمانی که فرهنگ ناب انقلاب در روزمرگی ها ذبح می شود، عدالت فرهنگی در حاشیه مانده و تنها می توان در مباحث انتزاعی و نشستها و میزگردهای بدون خروجی، سراغ آن را یافت.
سلام. روزی که پدرانمان انقلاب کردند، عده ای گفتند انقلاب کردیم و تمام شد. اما امروز من از نسلی هستم که می گوید انقلاب کردیم تا انقلاب کردن را آغاز کنیم. نسل ما در ثانیه ها، در واژه ها، در مرزها، در ذهن ها و در قلب ها انقلاب خواهد کرد تا مبادا نظام سلطه لحظه ای آرام گیرد. من و قلم و نسل من آمده است تا بگوید پایان تاریخ در دست های ماست...