زنده باد فسیل
با روی کار آمدن دولت اعتدال که با بررسی ترکیب کابینه و مشاوران و... آن می توان به نوعی آن را دولتی دانست که ابتدای کار خودش را با احتیاط ولی با رنگ و بوی دولت سازندگی و اصلاحات شروع کرده، موج جدیدی در بین اصلاح طلبان تندرو ایجاد شده است. این موج آغاز نوعی طوفان برائت محسوب می شود و در حقیقت می تواند به سرانجامی از نوع انتقام گیری تبدیل شود که انعکاس آن در جامعه چیزی جز عادی سازی مفاسد سیاسی و غرق شدن جامعه در منازعه های بی پایان سیاسی نخواهد بود.
رسانه های زیر خاکستر اصلاحات که این روزها جان تازه ای گرفته اند کم کم در حال مطرح ساختن برخی چهره های نیمه فعال یا فسیل شده سیاسی دوران سازندگی و اصلاحات هستند. و با ترتیب دادن مصاحبه هایی با هر عنوان مانند سال روز تولد یا مرگ یا هر عنوان دیگر تلاش می کنند تا عقب ماندگی هشت ساله خود را به نوعی جبران نمایند.
اگر چه کابینه دولت تدبیر و امید ظاهری از مدیران باسابقه است اما هرگز سابقه به معنای توانمندی نیست و استفاده از مدیرانی که قبلا امتحان خود را پس داده اند و امروز به دوران افت عملکردی رسیده اند اصولا از دو حالت خارج نیست که یا قحط الرجال است یا هدف چیز دیگری است. از سوی دیگر خیز مهره های سوخته اصلاح طلبان که این روزها برای خودشان نوشابه باز می کنند حکایت از آینده ای پرتلاطم دارد.
در یک نگاه می توان چنین بیان داشت که این جریان تلاش دارد تا با بمباران تبلیغاتی و پمپاژ گسترده مجموعه اخبار و تحلیل هایی که در دوران رکود خود آنها را بایگانی کرده بود بستری برای خود ایجاد نماید و در انتخابات آتی مجلس ضربه کاری خود را وارد نموده و با کنار زدن پیکر بیمار اصول گرایان مجلس، بار دیگر سکاندار امور کشور گردد.
بعید نیست که در روزها و ماههای آینده این جریانات دست به دست هم داده و تخطئه هماهنگ جریان اصول گرایی و مظلوم جلوه دادن چهره های فتنه گر و سکولار بار دیگر موجهای آلوده سیاسی و بحران های کاذب ایجاد نماید.
از آنجایی که جریان اصول گرایی در یک خطای استراتژیک در دوران انتخابات ریاست جمهوری سیر تا پیاز عملکرد دولت احمدی نژاد را زیر سوال برد امروز هم جریان اصلاح طلبی مطرود با سوار شدن بر این اشتباه، موج سواری گسترده ای شروع کرده است که گویا در طول هشت سال گذشته نه تنها اقدامی توسط دولت نهم و دهم صورت نپذیرفته بلکه خیانت به ملت و کشور رویه آن بوده است که انعکاس این موج سواری را حتی در سخنان برخی از اصحاب دولت تدبیر و امید هم می توان به وضوح دید.
از دید حزبی باید گفت که آغازگر این جریان، خود اصول گراها بوده اند ولی از دید ملی، این زنگ خطری است برای آینده که مبادا از یک سو حق و ناحق در هم آمیخته شوند و از سوی دیگر بزرگترین فرصت سوزی در کشور اتفاق بیفتند که هرگز قابل جبران نخواهد بود.
سلام. روزی که پدرانمان انقلاب کردند، عده ای گفتند انقلاب کردیم و تمام شد. اما امروز من از نسلی هستم که می گوید انقلاب کردیم تا انقلاب کردن را آغاز کنیم. نسل ما در ثانیه ها، در واژه ها، در مرزها، در ذهن ها و در قلب ها انقلاب خواهد کرد تا مبادا نظام سلطه لحظه ای آرام گیرد. من و قلم و نسل من آمده است تا بگوید پایان تاریخ در دست های ماست...